سریال Game of Thrones و فعالیت‌های استارتاپی

سریال Game of Thrones از سریال‌های محبوب من است. فصل ۳ آن الان در حال پخش در آمریکا و دیگر نقاط جهان است.
 
این سریال به وقت ایران دوشنبه‌ها صبح بخش می‌شود، نکته بسیار جالب اینکه تا دوشنبه عصر زیرنویس پارسی آن قسمت از سریال- که به صورت سخت و زحمت‌دار شنیداری تهیه شده- دست‌کم توسط ۳-۴ تیم آماده می‌شود و در دسترس قرار می‌گیرد.
 
البته این سریال تنها نیست و بسیاری از فیلم‌ها و سریال‌های دیگر هم هستند که توسط بچه‌های علاقه‌مند و فعال زیرنویس می‌شوند.
به‌راستی خوشحالم که دوستان اینقدر فعالی داریم.
 
و بدون اغراق حسودی می‌کنم که چرا چنین آدم‌های به قول معروف پایه‌ای در زمینه فعالیت‌های استارتاپی نداریم یا خیلی خیلی کم داریم.
 
جنبش استارتاپ‌ها مدتی است که آغاز شده و اکوسیستم کارآفرینی آن در حال شکل‌گیری است ولی به شدت از کمبود محتوا رنج می‌برد ،و مشارکت و همکاری بسیار بیشتری را می‌طلبد.
 
برای نمونه تعداد زیادی فیلم و ویدئوی مرتبط در زمینه استارتاپ‌ها هست که نیاز به زیرنویس کردن دارند. (مثلا نوشته «فیلم‌هایی که هر کارآفرین باید ببیند» را ببینید.)
 
البته منظورم فقط فیلم، ویدئو و زیرنویس کردن نبود و به روش‌های بسیاری می‌توان برای این منظور محتوا تهیه کرد.
 
لطفا به میدان بیایید.
 
ما همچنین یک گروه به نام استارتاپ ایرانی (اینجا) ساخته‌ایم که پیشنهاد می‌کنم که عضو شوید و پس از آنکه عضویت شما پذیرفته شد دوستان علاقه‌مند خود را نیز دعوت نمایید. (اینجا)

 

می خواهید بار دیگر که مطلبی نوشته شد، آگاه گردید؟ عضو خوراک (feed) این بلاگ شوید.

می‌توانید توییت‌های پارسی من درباره استارتاپ‌ها را@ghanemzadeh (اینجا) دنبال کنید.

چرا استارتاپ ناب همه چیز را تغییر می‌دهد

مجله Harvard Business Review از معتبرترین نشریات مدیریتی دنیاست، این مجله در آخرین شماره خود (May 2013) در مقاله اصلی خود «Why the Lean Start-Up Changes Everything» به قلم استیو بلنک به معرفی متدولوژی Lean Startup پرداخته است.
 
چرا Lean Startup همه چیز را تغییر می دهد
در آغاز تنها شرکت‌های نوپا از این متدولوژی استفاده می‌کردند ولی مدتی است که سازمان‌‌ها و شرکت‌های بزرگی همچون جنران الکتریک نیز به صورت فراگیر از این روش و ابزارهای آن استفاده می‌کنند و آن‌را در دنیای به سرعت در حال تغییر و مملو از رقابت کنونی بسیار مفید یافته‌اند.
 
این مقاله را از اینجا می‌توانید دانلود نمایید:

چرا استارتاپ ناب همه چیز را تغییر می‌دهد

 

برای نوشته‌های بیشتر درباره Lean Startup به اینجا مراجعه فرمایید.
 
همینطور برای آشنایی با کارگاه کارآفرینی ناب و سرفصل‌های آن به صفحه این کارگاه (اینجا) مراجعه کنید.
 
لطفا بازخوردهای خود درباره این مقاله را از من دریغ نکنید.

 
از دوست عزیزم یوسف مهرداد بی‌بالان به خاطر ویرایش اساسی مقاله بسیار سپاسگزارم.
 

می خواهید بار دیگر که مطلبی نوشته شد، آگاه گردید؟ عضو خوراک (feed) این بلاگ شوید.

می‌توانید توییت‌های پارسی من درباره استارتاپ‌ها را@ghanemzadeh (اینجا) دنبال کنید.

صحبت‌های شریل سندبرگ درباره Lean Startup

Sheryl Sandberg

شریل سندبرگ، مدیر ارشد عملیاتی فیس بوک، چند روز پیش درباره کتاب جدید خود «Lean In» با نیویورک تایمز  مصاحبه ای داشت (اینجا).
 
وی در پاسخ به پرسش «بهترین کتابی که درباره فناوری خواندید چه بوده؟ آیا کتابی هست که سیلیکون ولی را خوب فهمیده باشد؟» گفت:
کتاب Lean Startup نوشته اریک ریس،  از رویکرد صنعت فناوری به ساخت محصول و کسب و کار دیدی عمیق و عالی می‌دهد. به صورت سنتی، شرکت‌ها به طرح‌های کسب و کار سنگین و تست‌های عمیق وابسته بوده‌اند تا محصولی «کامل و بی نقص» بیرون دهند. ریس معتقد است که برای صنایع فناور راه بهتر برای رسیدن به محصول کامل، معرفی آن به بازار و مجبور کردن مشتریان به استفاده از آن و بازخورد گرفتن است تا بتوان آموخت و سپس تکرار (iterate) کرد. (فیس بوک مدت‌ها قبل به این رویکرد رسیده بود. ما حتی در تمامی ساختمان‌هایمان پوسترهایی داریم که به کارمندان یادآوری می‌کند «متمرکز بمانید و به بیرون دادن محصول ادامه دهید[Stay Focused & Keep Shipping.]»)
 
فهرست همه نوشته‌های من درباره Lean Startup را اینجا می‌توانید ببینید.

 

می خواهید بار دیگر که مطلبی نوشته شد، آگاه گردید؟ عضو خوراک (feed) این بلاگ شوید.

می‌توانید توییت‌های پارسی من درباره استارتاپ‌ها را@ghanemzadeh (اینجا) دنبال کنید.

پشته ناب (Lean Stack) چیست؟

پشته نابپیش‌تر بوم ناب (Lean Canvas) را معرفی کردم (اینجا) و با استفاده از آن جهانی‌بینی‌های افراد مختلف به استارتاپ را نشان دادم (اینجا).
در این نوشته می‌خواهم به معرف و چیستی پشته ناب (Lean Stack) که توسط اش موریا معرفی شده (اینجا)، بپردازم.

 
به یاد داشته باشید که محصول واقعی یک کارآفرین راه‌حل نیست بلکه مدل کسب و کاری است که کار می‌دهد.
و کار اصلی کارآفرین این است که به مرور به صورت سیستماتیک آن مدل کسب و کار را ریسک‌زدایی کند.
 
در نوشته «هرم چشم انداز استراتژی- محصول» به لزوم شکستن ایده به چشم‌انداز، استراتژی و محصول پرداختم. حال نشان می‌دهم که هر لایه هرم برای پیاده‌سازی به چه ابزاری نیاز دارد. ما کل ابزارهای این لایه‌های را پشته ناب (Lean Stack) می‌نامیم. پشته ناب شامل مجموعه ابزارهایی است که برای پیاده‌سازی روش Lean Startup در استارتاپ یا سازمان شما به کار برده می‌شوند.
 
۱. لایه چشم انداز- بوم ناب
پایین‌ترین لایه پشته، چشم‌انداز یا چرای شماست، بهترین ابزار برای آن Lean Canvas است. ما بوم ناب را برای مستند کردن بهترین گمانه‌ها برای دست‌یابی به مدل کسب و کاری که کار دهد استفاده می‌کنیم.
 
۲. لایه استراتژی- تخته ریسک و استراتژی
لایه میانی پشته، وصل کننده دو لایه دیگر است. این لایه کمک می‌کند که چشم انداز بزرگ خود را به برنامه جاری سازی استراتژی بشکنیم.
این کار با بررسی همسان (نمونه) های موفق یا ناموفق موجود و نیز بررسی ریسک‌ها با کمک تیم استارتاپ یا مشاوران و سرمایه‌گذاران انجام می‌پذیرد.
 
۳. لایه محصول- تخته یادگیری معتیر
بالاترین لایه پشته برای نشان دادن کاری است که برای محقق سازی چشم انداز هنگام ساخت محصول واقعا صورت می‌گیرد.
 
تخته یادگیری معتیر یک تخته کانبان است و جریان ساخت محصول را به چهار مرحله می‌شکند:

– فهم مساله: پیش از اینکه بخواهید راه‌حل را تعریف کنید باید مشتری و مساله را درک کرده باشید.
– تعریف راه‌حل: به جای مستقیم رفتن سراغ ساخت راه‌حل، نخست از یک دمو/ نمونه بهره ببرید تا راه‌حل را تعریف کنید.
– اعتبار سنجی کیفی: راه‌حل را در مقیاس کوچک اعتبار سنجی کنید.
– درستی سنجی کمی: سرانجام بزرگ شدن و گسترش راه‌حل را درستی‌سنجی کنید.
 

هر محصول در هر زمان فقط در یکی از این چهار مرحله می‌تواند باشد.

یادتان باشد واحد سنجش پیشرفت در Lean Startup یادگیری است نه ساخت.
 
۴. مستند کردن آزمایش‌ها- گزارش آزمایش
گزارش آزمایش که برگرفته از گزارش A3 در سیستم تولید تویوتا است، برای مستند کردن آزمایش‌ها (فعالیت کلیدی در Lean Startup) به کار می‌رود.
همینطور که آزمایش پیش می‌رود داده‌های آزمایش در سمت چپ گزارش نوشته می‌شوند. هنگامیکه آزمایش پایان می‌یابد، بخش یادگیری معتبر و عمل بعدی پر می‌شوند.
 
در این نوشته پشته ناب را خیلی گذرا معرفی کردم، تکنیک‌های استفاده از آن بحث‌های گسترده تری را می‌طلبد به طوریکه در کارگاه دو روزه کارآفرینی ناب در نیمی از روز دوم کارگاه را به Lean Stack و استفاده از آن برای حسابداری نوآوری (Innovation Accounting) می‌پردازم. (اینجا)
 

پشته ناب (Lean Stack) را اینجا دانلود کنید.

 

می خواهید بار دیگر که مطلبی نوشته شد، آگاه گردید؟ عضو خوراک (feed) این بلاگ شوید.

می‌توانید توییت‌های پارسی من درباره استارتاپ‌ها را@ghanemzadeh (اینجا) دنبال کنید.

دورهای سرمایه‌پذیری استارتاپ‌ها

در نوشته «نکاتی در مورد سرمایه گذاری استارتاپ ها» به انواع سرمایه‌گذارها و فازهای مختلف سرمایه‌گذاری استارتاپ ها پرداختم. اینکه هر گونه از سرمایه‌گذار معمولا در کدام مرحله و به چه میزان سرمایه‌گذاری می‌کند و اینکه از دید سرمایه‌پذیری، استارتاپ چه فازهایی دارد و در هر فاز معمولا چه میزان سرمایه می‌پذیرد.

 

در این نوشته قصد دارم به دورها (فازهای) مختلف سرمایه‌پذیری بیشتر بپردازم و اینکه در هر دور استارتاپ روی چه چیز/هایی تمرکز می‌کند.
این نوشته برگردانی است از این نوشته خیلی خوب.

 

همانطور که می‌دانید سرمایه برای استارتاپ موتور محرک و پیشرانه است، در چرخه عمر، استارتاپ همینطور که جلو می‌رود بنا به نیازهای مختلف دور (Round)های مختلفی از سرمایه‌پذیری (Funding) را پیش رو دارد.
۱. سرمایه پذیری در فاز هسته/ پیدایش (Seed)
۲. دور نخست و دوم (Series A & B)
۳. و گاهی دورهای سوم و چهارم (Series C & D)

 

سرمایه‌پذیری در مرحله پیدایش (هسته): معمولا پذیرش ۱۰ میلیون تومان  تا ۱۰۰ متغییر است. استارتاپ این پول را برای پوشش هزینه‌ها و حقوق برای ۳-۶ ماه می‌خواهد. شرکت دقیقا در مرحله آغازین (early stage) است و محصول کاملا عمل نیامده است، ایده نیز هنوز تست نشده است. این مرحله، مرحله جستجو نیز خوانده می‌شود چرا که در این مرحله استارتاپ هنوز در جستجوی کشف مشتریان خود، بازار و مدل کسب و کار است. اصولا هرآنچه که شما دارید «مفروضات» است و به شما پول داده شده تا ۶ ماه دوام بیاورید تا این مفروضات را اعتبارسنجی کنید. بیشتر سرمایه‌گذارن در این مرحله فرشتگان سرمایه‌گذار، مراکز رشد و یا شتاب دهنده‌های استارتاپ هستند. همینطور در آغاز این مرحله می‌توانید از دوستان و آشنایان پول بگیرید.
همینطور می‌توان سرمایه را از طریق سرمایه‌پذیری اجتماعی (CrowdFunding) جذب کرد که معمولا از طریق سایت‌‌های این کار نظیر kickstarter.com صورت می‌گیرد.

 

دور نخست و دوم: استارتاپ‌ها دراین دورها میزان سرمایه‌های متفاوتی را جذب می‌کنند، بستگی دارد به معروفیت پایه‌گذاران، گونه بازار و پتانسیل فرصت. معمولا از ۱۰۰ میلیون تا ۵۰۰ میلیون تومان. پولی که برای این شرکت جمع شده است هزینه‌های این شرکت را برای ۱۲-۱۸ ماه پوشش می‌دهد. در این مرحله که مرحله ساخت نیز خوانده می‌شود باید همه مفروضات خود را اعتبار سنجی کرده باشید و دید به مراتب بهتری درباره محصول نهایی، مشتریان و مدل کسب و کار خود داشته باشید. در این مرحله تمرکز باید روی جذب مهندسان بیشتر و ساخت محصول باشد. سرمایه‌گذاران در این دور سرمایه‌گذارن خطر پذیر مراحل آغازین (early stage VC) و جمعی از فرشتگان سرمایه‌گذار هستند.

 

دور سوم و چهارم: این‌ها دورهای پایانی (برای استارتاپ) هستند. پولی که جمع می‌شود معمولا بین ۵۰۰ میلیون تا ۵ میلیارد تومان است. این مرحله مرحله رشد نیز خوانده می‌شود و در آن بیشتر پول صرف جذب مشتریان جدید و گسترش به بازارهای جدید می‌شود. سرمایه‌گذران در این مرحله معمولا سرمایه‌گذارن خطر پذیر مراحل پایانی هستند. هدف آن‌ها آماده ساختن شرکت برای سهامی عام شدن و ورود به بورس است تا سودکلانی عایدشان شود.

پ.ن: عددها برای ایران (به شدت) بومی شده‌اند.

 

می خواهید بار دیگر که مطلبی نوشته شد، آگاه گردید؟ عضو خوراک (feed) این بلاگ شوید.

می‌توانید توییت‌های پارسی من درباره استارتاپ‌ها را@ghanemzadeh (اینجا) دنبال کنید.

استارتاپ، کسب و کار کوچک نیست

در پست پیشین (اینجا) اندکی درباره تفاوت‌های کسب و کار کوچک و استارتاپ نوشتم. در ادامه این مطلب سودمند را از نویسنده مطلب پیشین به پارسی برگرداندم.

 

تفاوت بسیاری بین استارتاپ (همچون آمازون، گوگل، Airbnb ،Uber.com و …) و کسب و کار کوچک (لباس فروشی، سوپر، شرکت مشاوره، رستوران و …) هست.

 
در استارتاپ شما این کارها را می‌کنید:
– محصولی نو می سازید
– مساله‌ای جدید را حل می‌کنید یا نیازی نو را برطرف می‌کنید
– به بازاری نو با مشتریان جدید وارد می‌شوید (واقعا نمی‌دانید که آیا نیازی وجود دارد یا خیر )
– پایه‌گذاران چشم‌انداز گسترش یافتن و تبدیل شدن به شرکتی در کلاس جهانی را دارند
– بسیار پرخطر، و در عین حال دارای بازگشت بسیار
– می‌خواهید دنیا را به مکانی بهتر تبدیل کنید
– استعدادهای هوشمند و درخشان را جذب می‌کنید (در بلند مدت بیش از ۱۰۰۰ نفر را استخدام خواهید کرد)
– درآمدتان به بیش از ۱ میلیارد تومان در سال خواهد رسید
 
در کسب و کار کوچک این‌ها را دارید:
– محصول/ خدمت مشخص
– مشتریان مشخص با بازار مشخص
– ریسک پایین
– می‌خواهید کسب و کار را کوچک یا درون خانواده نگه دارید
– پتانسیل رشد پایینی دارید
– چشم انداز پایه‌گذاران بدست آوردن آن اندازه از پول است که خانواده را بگردانند
– جذب نیروهای ارزان (خلق کردن تا ۱۰۰ شغل)

 
خوشبختانه در وضعیت کنونی بیشتر کسب و کارهای کوچک (بدون حمایت) از عهده خود بر می‌آیند. گرچه ما استارتاپ‌های چندانی نداریم (به ویژه استارتاپ‌های جهانی و میلیون دلاری). باید از اینگونه شرکت‌ها بیشتر داشته باشیم.
شرکت‌هایی که (معمولا) فناور هستند و نیازهایشان با کسب و کارهای کوچک یکسان نیست.
 

می خواهید بار دیگر که مطلبی نوشته شد، آگاه گردید؟ عضو خوراک (feed) این بلاگ شوید.

می‌توانید توییت‌های پارسی من درباره استارتاپ‌ها را@ghanemzadeh (اینجا) دنبال کنید.

شرکت شما استارتاپ گسترش‌پذیر است یا کسب و کار کوچک؟

پیش‌تر اینجا و در سه‌گانه استارتاپ استیو بلنک (Steve Blank) (اینجا) به تفاوت کسب و کار کوچک با استارتاپ پرداختم ،و تعریف و ویژگی‌های استارتاپ را بر شمردم.

 

به نظر می‌رسد جداسازی بین کسب و کار کوچک و استارتاپ هنوز نیاز به کار بیشتر دارد بنابراین این مقاله سودمند را به پارسی برگرداندم. چرا که هنوز بسیاری از دوستان سایت خود را استارتاپ می‌نامند یا حتی یک App کوچک موبایل را.

 

استارتاپ‌های گسترش پذیر: شرکت‌هایی هستند با پایه‌گذاران دارای چشم انداز بزرگ شدن و تبدیل شدن به شرکتی در کلاس جهانی. هدف آن‌ها فقط درآوردن آن‌اندازه پول برای سیرکردن و گذراندن امور خود و خانواده نیست، خیر، آن‌ها می‌خواهند چیزی بسازند که یا بسیار ارزشمند شود یا اصلا هیچ.

 

آن‌ها باور دارند که شرکتشان بیش از یک میلیارد تومان در سال درخواهد آورد. آن‌ها فقط بهترین‌ها را  استخدام می‌کنند چراکه می‌خواهند در بازار خود بهترین باشند. افزون بر این‌ها، باور دارند که آن‌ها تنها تیمی هستند که می‌توانند آن چشم‌انداز را تحقق بخشند.

 

از دیگر سو، کسب و کارهای کوچک دقیقا برعکس هستند. پایه‌گذاران آن‌ها می‌خواهند شرکت/ کسب و کاری را بسازند که تامین کننده درآمد گذراندن امور خانواده‌شان باشد. آن‌ها کوچک هستند و در مقابل بزرگ شدن مقاومت می‌کنند.

 

خوشحالم که چند شرکت اینچنینی در ایران در حال شکل‌گیری است. این شرکت‌ها تیم‌های پایه‌گذاری دارند با رویاهای بزرگ و شور و اشتیاق فراوان نسبت به آن‌چه انجام می‌دهند. این شرکت‌‌ها می‌توانند آن‌چنان بزرگ شوند (و خواهند شد) که شروع به استخدام افراد زیادی کنند.

 

این گونه شرکت‌ها می‌توانند در اقتصاد ما نقش مهمی بازی کنند. شغل ایجاد کنند، حقوق پرداخت کنند و مالیات بدهند. ما به اینگونه از شرکت‌ها بیشتر نیاز خواهیم داشت، باید آن‌ها را تشویق کنیم و کارها را برایشان آسان‌تر کنیم و از آن‌ها الگو بسازیم. این استارتاپ‌ها به سرمایه‌گذاری نیاز دارند، به مربی و مشاور، نیاز دارند که قوانین تغییر کنند، به فضای کاری نیاز دارند، به کارکنان با استعداد و البته به اعتماد دولت.

 

این صحبت به این معنی نیست که کسب و کارهای کوچک را کنار بگذاریم، ولی باید تفاوت بین آن‌ها را دریابیم. با وجود اینکه استارتاپ گسترش پذیر بازارشان را به آشوب می‌کشند، بسیاری شغل ایجاد می‌کنند، نیروهای با استعداد را جذب می‌کنند و ارزش و پول بسیاری را خلق می‌کنند، کسب و کارهای کوچک فقط تلاش می‌کنند که تقاضای در حال رشد در یک بازار تثبیت شده را پاسخ دهند و همانقدر پول بسازند که خرج خانواده‌شان را بدهد.

 

بسیاری از فعالیت‌های کارآفرینی که در حال حاضر در ایران انجام می‌گیرد در زمینه کسب و کارهای کوچک است؛ امیدوارم رویکرد بیشتر و بهتری به استارتاپ‌های گسترش پذیر داشته باشیم.

 

در پست بعدی (اینجا) باز هم درباره تفاوت استارتاپ گسترش پذیر و کسب و کار کوچک خواهم نوشت.

پیشنهاد می‌کنم برای دانستن بیشتر درباره استارتاپ گسترش پذیر سه گانه استارتاپ استیو بلنک را حتما مطالعه کنید.

 

می خواهید بار دیگر که مطلبی نوشته شد، آگاه گردید؟ عضو خوراک (feed) این بلاگ شوید.

می‌توانید توییت‌های پارسی من درباره استارتاپ‌ها را@ghanemzadeh (اینجا) دنبال کنید.

نکاتی در مورد سرمایه گذاری استارتاپ ها

همزمان با شکل‌گیری اکوسیستم استارتاپی ایران بحث سرمایه‌گذاری در استارتاپ‌ها دارد بالا می‌گیرد. گرچه این بخش نیز مانند دیگر بخش‌ها هنوز در مرحله جنینی است ولی بهتر دیدم همین آغاز کار چند نکته (که به ذهنم رسید) را یادآور شوم؛ چون ممکن است در آینده دچار سو تعبیر (استفاده) هایی شویم.

 

انواع سرمایه‌گذارها:
سرمایه‌گذارها با توجه به روش سرمایه‌گذاری، فازی که در آن سرمایه‌گذاری می‌کنند و میزان سرمایه‌گذاری به دسته‌های مختلفی تقسیم می‌شوند که آن‌ها را در سه دسته خلاصه می‌کنم:
۱. فرشتگان سرمایه‌گذار (Angel Investors): اشخاصی هستند که مایلند روی استارتاپ‌ها سرمایه‌گذاری کنند این‌ها معمولا در فازهای نخست (فاز هسته) سرمایه‌گذاری می‌کنند.
۲. شتاب دهنده های استارتاپ (Accelerators): گونه‌ای از مراکز رشد با چرخه عمر کوتاه هستند که علاوه بر سرمایه، مکان (البته نه همه آن‌ها)، آموزش، مربی گری (Mentoring) و شبکه‌سازی را هم فراهم می‌کنند و در برابر، درصدی از سهام را بر می‌دارند. سرمایه‌گذاری این‌ها هم جزو فازهای نخست محسوب می‌شود. مبلغی که برای ایران پیشنهاد می‌شود  بین ۳۰ تا ۶۰ میلیون تومان است.
۳. شرکت‌های سرمایه‌گذاری خطر پذیر (Venture Capital): این‌‌ها معمولا در فازهای بالاتر سرمایه‌گذاری می‌کنند، معمولا پس از رسیدن استارتاپ به همخوانی محصول بازار و با توجه به میزان سرمایه‌گذاری در فازهای مختلف (دور نخست، دور دوم و …) به دسته‌های مختلف تقسیم می‌شوند.

 

فازهای مختلف سرمایه‌گذاری:
همینطور که استارتاپ چرخه عمر و پیشرفت خود را طی می‌کنند  فازهای مختلف سرمایه‌گذاری را پیش رو دارد:
۱. خودگردانی (Bootstrapping): در این فاز که خود بسندگی نیز می‌توان نامید شما با استفاده از اندوخته‌های خود، یاری گرفتن از خانواده، قرض و خرده درآمد‌ها [ایده] استارتاپ خود را جلو می‌برید. سرمایه لازم در این فاز تا ۱۰ میلیون تومان است.
۲. فاز هسته (یا پیدایش یا Seed): در این مرحله شما به سرمایه‌گذاری ۳۰- ۷۵ میلیون تومانی نیاز خواهید داشت. که به ازای آن بخشی از سهام خود را واگذار می‌نمایید.
۳. دور نخست (Series A): از این فاز به بعد سرمایه‌گذاری VC ها آغاز می‌شود، در این فاز مبلغ سرمایه‌پذیری بین ۱۰۰ تا ۲۰۰ میلیون تومان است و ممکن است تا ۲۵ درصد سهام استارتاپ را نیز واگذار نمایید.
۴. دور دوم (Series B): در این فاز شما مبالغ به مراتب بالاتر یعنی چیزی بین ۳۰۰ تا ۵۰۰ میلیون تومان را پذیرا خواهید بود و با توجه به افق پیش روی شرکت و سرمایه‌گذاری‌های پیشین درصدی از سهام شرکت را واگذار می‌نمایید.
۵. دورهای بالاتر (Series C, D, …): در این مراحل دیگر شما استارتاپ محسوب نخواهید شد و برای سر و سامان دادن به کسب و کار، پیشی گرفتن از رقبا و … سرمایه مبالغ بالاتر را جذب می‌نمایید.

نکته: اعداد حدودی هستند و برای ایران بومی شده‌اند وگرنه در نمونه‌های خارجی در این فازها اعداد به مراتب بالاتر هستند.
 

چند نکته مهم:
۱. خرید ایده با سرمایه‌گذاری روی استارتاپ فرق می‌کند. اگر ایده تان را پیش کسی/ جایی ارایه می‌کنید و او پیشنهاد ۸۰/۲۰ (۸۰ آن‌ها) می‌کند، ایده شما را خریده است و نامش را نمی‌توان سرمایه‌گذاری گذاشت.
۲. شرکت‌سرمایه‌گذاری (VC) حتما باید سایت داشته باشد.
سبد سرمایه‌گذاری (پورتفولیو) سرمایه‌گذاری‌های آن باید روی سایت مشخص باشد. یعنی مشخص شود که قبلا روی چه استارتاپ‌هایی سرمایه‌گذاری کرده است.
به شرکت سرمایه‌گذاری که سایت ندارد اعتماد نکنید. منظورم VC است نه فرشته سرمایه‌گذار.
شرکت‌های سرمایه‌گذار معمولا زمینه‌های مورد علاقه خود در سرمایه‌گذاری و نیز فازی که در آن سرمایه‌گذاری می‌کنند را در سایت خود عنوان می‌کنند.

 

در پست «دورهای سرمایه‌پذیری استارتاپ‌ها» بیشتر به ویژگی‌های هر فاز و کارهایی که استارتاپ با پول‌های جمع شده در آن فاز باید انجام دهد خواهم پرداخت.

 

پ.ن: امیدوارم در فرصتی درباره مسایل قانونی، انواع توافقنامه‌های سرمایه‌گذاری و Term Sheet ها در پستی جدا بنویسم.

 

می خواهید بار دیگر که مطلبی نوشته شد، آگاه گردید؟ عضو خوراک (feed) این بلاگ شوید.

می‌توانید توییت‌های پارسی من درباره استارتاپ‌ها را@ghanemzadeh (اینجا) دنبال کنید.

اشتباه‌های فاحش در ایمیل زدن

راستش هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم برای ایمیل زدن مطلب بنویسم؛ همیشه فکر می‌کردم پس از این همه سال دیگر نیازی نخواهد بود ولی اینقدر تعداد ایمیل‌هایی که دریافت می‌کنم و دارای اشکال هستند زیاد است که مجبور شدم بنویسم:

 

بسیاری از ما روزانه چندین ایمیل دریافت/ ارسال می‌کنیم. ولی بعضی از آن‌ها اصول ساده اولیه و بدیهی یک ایمیل را ندارند. بعضی از این اشتباه‌هایی که در ارسال ایمیل می‌کنیم به واقع مرگبار هستند و باعث می‌شوند ما پاسخ ایمیل خود را دریافت نکنیم. من مهمترین ‌آن‌ها را فهرست کرده‌ام:

 
اشتباه شماره ۱: ایمیل شما موضوع (Subject) ندارد یا موضوعش مناسب نیست.
 
اشتباه شماره ۲: ایمیل شما نام شما را ندارد. منظوم آدرس ایمیل نیست. بلکه نام کامل شما در کنار آدرس ایمیل است. نشانی ایمیل شما هر چیزی می‌تواند باشد (البته نه هرچیزی) ولی باید نام کام شما را در کنار داشته باشد.
 
اشتباه شماره ۳: فینگلیش نوشتن. یا زبان پارسی را به خط پارسی بنویسید یا انگلیسی بنویسید. هرگز فینگلیش ننویسید. این اشتباهی واقعا نابخشودنی است. بسیاری افراد، از جمله خود من، این ایمیل‌ها را اصلا نمی‌خوانند.
 
اشتباه شماره ۴: معرفی نکردن خود برای بار نخست. بعضی آدم‌ها زیادی زود سراغ اصل مطلب می‌روند. معرفی خود، البته کوتاه، نشان ادب است.
 
اشتباه شماره ۵: طلبکارانه و آمرانه نوشتن ایمیل.
 
اشتباه شماره ۶: روشن نبودن اینکه از گیرنده چه می‌خواهید؛ و فرض اینکه خواننده علم غیب دارد و خودش خواهد فهمید. دقیق بنویسید که چه می‌خواهید.
 

پ.ن: این‌ها بر اساس تجربه‌های روزانه من است، ممکن است شما اشتباه‌های دیگری را شاهد باشید. شما با ایمیل‌های دریافتی چه مشکلاتی دارید؟

 

می خواهید بار دیگر که مطلبی نوشته شد، آگاه گردید؟ عضو خوراک (feed) این بلاگ شوید.

می‌توانید توییت‌های پارسی من درباره استارتاپ‌ها را@ghanemzadeh (اینجا) دنبال کنید.

انواع رخدادهای کارآفرینی

در سال‌های گذشته فعالیت‌های زیادی در زمینه کارآفرینی در کشور صورت گرفته است. ولی متأسفانه به علت جزیره‌ای فکر و عمل کردن بسیاری از این فعالیت‌ها آنگونه که باید نتیجه مثبت نگرفته‌اند.  امروزه پژو‌هش‌های میدانی نشان داده است که برای داشتن جوامع کارآفرینانه باید به دنبال ساخت اکوسیستم‌های کارآفرینی رفت. هر اکوسیستم کارآفرینی پویا و سرزنده، همچون پازل از قطعات سازنده متفاوتی همچون دانشگاه‌های نوآور، فرهنگ کارآفرینی، ریسک‌پذیری و پذیرش شکست، وجود سرمایه خطر پذیر، مراکز رشد و … تشکیل شده است. یکی از مهمترین این قطعات وجود رخدادهای مختلف است. رخدادهای مرتبط با کارآفرینی را به صورت خلاصه و کلی می‌توان اینگونه دسته بندی کرد:

 
۱- نشست‌های دور همی (Meetup) ها که گاهی همراه با سمینار است.
 
۲- کارگاه‌های آموزشی نیم، یک یا دو روزه.
 
۳- کلاس‌های ترمیک (طولانی) آموزشی برای استارتاپ‌ها نظیر Lean LaunchPad .
 
۴- انواع مسابقات، جشنواره‌ها و Pitch ها که معمولاً در بخشی از آن صاحبان ایده، ایده خود را در جمع مطرح کرده و به داوری می‌گذارند. این رخداد‌ها با  اهداف مختلف حتی خیریه هم برگزار می‌شوند. International Startup Festival نمونه‌ای از این دست است.

منظور از Pitch اینجا، ارایه ایده استارتاپی در جلو یک جمع است (در مدتی کوتاه).
 
۵- سمینارهای یک روزه (یا بیشتر) انتقال تجربه، نظیر Startup School ها، Startup Academy که گاهی (نه همیشه) همراه با مسابقه نیز هست.
 
۶- شبیه‌سازهای فرآیند استارتاپ نظیر Startup Weekend، Lean Startup Machine، Startup Live، Startup Cup، ۳ Day Startup و … که فرآیند راه‌اندازی استارتاپ از ایده خام اولیه را (معمولا در سه روز) شبیه سازی می‌کنند.
 
البته تعداد رخدادهایی که در زمینه استارتاپ‌ها صورت می‌پذیرد آنقدر زیاد است و شکل و ساختار آن‌ها آنقدر تنوع دارد که گنجاندن همه آن‌ها در این ۶ دسته کمی مشکل است ولی هر کدام هدفی خاص را دنبال می‌کنند.
 

می خواهید بار دیگر که مطلبی نوشته شد، آگاه گردید؟ عضو خوراک (feed) این بلاگ شوید.

می‌توانید توییت‌های پارسی من درباره استارتاپ‌ها را@ghanemzadeh (اینجا) دنبال کنید.