درس‌هایی در نظریه بازی‌ها و طراحی مکانیسم

آنچه درپی می‌‌آید فهرستی از پیوند‌ها به صفحه‌های وب درس‌های ارایه شده در دانشکده‌های کامپیوتر معتبرترین دانشگاه‌های جهان درباره “نظریه بازی‌ها” و “طراحی مکانیسم” است:

۱٫ Asu E. Ozdaglar’s Game Theory with Engineering Applications
۲٫ David C. Parkes’s Computational Mechanism Design
۳٫ Noam Nisan’s Course on CS, Game Theory, and Economics
۴٫ Christos Papadimitriou’s Course on Algorithmic Aspects of Game Theory
۵٫ Joan Feigenbaum’s Course on Economics and Computation
۶٫ Jeff MacKie-Mason’s Course on Information Economics
۷٫ Amy Greenwald’s Course on Agent-Based Economics
۸٫ Yoav Shoham’s Multi-Agent Systems Course
۹٫ Subhash Suri’s Course on Computation and Market Mechanisms
۱۰٫ Tuomas Sandholm’s Course on Foundations of Electronic Marketplaces
۱۱٫ Peter Cole’s and Al Roth’s Market Design Course
۱۲٫ Kate Larson’s Electronic Market Design Course

اگر می خواهید بار دیگری که  مطلبی نوشته شد، آگاه گردید. عضو خوراک (feed) این بلاگ شوید.

جدول تکاملی نام‌تجاری

این جدول بسیار جالب را ببینید، به مانند جدول “جدول تناوبی عناصر” درست شده و واژگان بنیادین بازاریابی و کسب و کار در آن شرح‌داده شده. موس را بر روی هر عنصر بگیرید تا توضیح را ببینید.

branding definitions

نظریه‌ی الگوریتمی بازی‌ها

یکی از گرایش‌های نو در کامپیوتر “نظریه‌ی الگوریتمی بازی‌ها” یا Algorithmic Game Theory است. این گرایش که به تازگی طرفداران زیادی هم پیدا کرده یکی از فصل های مشترک کامپیوتر و اقتصاد است و همانگونه که از نامش بر می‌‌آید به جنبه‌های الگوریتمی نظریه‌ بازی‌ها، مکانیسم‌های طراحی شبکه، اقتصاد و طراحی مکانیسم‌ها می‌پردازد و یکی از پرکاربردترین زمینه‌های کامپیوتر است.

برایم جالب بود که یکی از کسانی که در این زمینه کار می‌کند یک ایرانی است: سید وهاب میررکنی مهندسی کامپیوتر خود را از شریف گرفته و دکترا و فوق‌دکترایش را از MIT، وی همچنین برای مایکروسافت و IBM کارکرده است.

هر روز که می‌گذرد جنبه‌های مشترک بیشتری بین کامپیوتر و اقتصاد می‌یابم، برای نمونه “فون نویمان” که ما کامپیوتری‌ها او را از بنیان‌گذاران و نظریه‌پردازان کامپیوتر‌های امروزی می‌دانیم و هنوز هم معماری‌ کامپیوتر‌هایی را که بکار می‌بریم “معماری فون‌ نویمانی” می گوییم، از پایه‌گذاران نظریه بازی‌ها است.

راستی کسانی که می‌خواهند با نظریه بازی‌ها آشنا شوند، نخست فیلم “ذهن زیبا” (A Beautiful Mind) که به فارسی هم دوبله شده است را ببینند، این فیلم بسیار زیبا شرح زندگی “جان نش” ریاضی دان بزرگ است که به خاطر کارهای درخشانش در نظریه بازی‌ها، جایزه نوبل اقتصاد سال ۹۴ را برد. نظریه‌ای بسیار جالب است که در اقتصاد،علوم سیاسی و استراتژیک، مذاکره، مدیریت و کامپیوتر کاربرد فراوان دارد و اگر اشتباه نکنم تا به حال جابزه نوبل را نصیب ۷ نفر کرده است، از جمله امسال که جایزه نوبل به خاطر “طراحی مکانیسم‌ها” -یکی از شاخه‌های نظریه‌ی بازی‌ها- نصیب ۳ نفر گردید. (پست “چه کسانی اقتصاد را دوست دارند و چه کسانی ندارند!!؟؟” را ببینید.)

تمام کسانی که بر روی “نظریه‌ی الگوریتمی بازی‌ها” کار می‌کنند کامپیوتری هستند و زمینه خوبی برای کار و پژوهش به ویژه در کارشناسی‌ارشد و دکترا است.

به تازگی (یک ماه پیش) کتابی با همین نام “Algorithmic Game Theory ” توسط انتشارات دانشگاه کمبریج چاپ شده که نسخه‌ای از آن از اینجا قابل دریافت است و برای کسانی که می‌خواهند در این باره بیشتر بدانند، بسیار عالی است.

همینطور اگر خواستید درباره چهار نویسنده (ویراستار) کتاب، زمینه‌های پژوهشی و درس‌هایی که ارایه می‌کنند بیشتر بدانید:

Vijay V. Vazirani
Tim Roughgarden
Éva Tardos
Noam Nisan

اگر می خواهید بار دیگری که  مطلبی نوشته شد، آگاه گردید. عضو خوراک (feed) این بلاگ شوید.

فایر‌فاکس + پارسی: ارمغانی از آسمان

من فایرفاکس را بسیار دوست دارم، مدت‌ها پیش از آنکه نسخه ۱٫۰ آن بیرون بیاید آن را نصب کردم و درجا دلبسته آن شدم. حتا نامش را دوست دارم و هنگامیکه نامش در دبیان و پیرو آن در پارسیکس تغییر کرد بسیار ناراحت شدم.

از دیگر اخلاق من این است که به شدت از نرم‌افزارهای فارسی شده دوری می‌کنم. وقتی نخستین بار درباره افزونه یا همان “ترجمه فارسی فایرفاکس” خواندم، با تردید و از روی کنجکاوی آنرا نصب کردم. اما چیز دیگری بود، از آن لذت بردم و بکار بردن آن‌را توصیه می‌کنم:

۱٫ نخست اینکه این کار علمی و رسمی صورت‌گرفته بود و افزونه از سایت رسمی بنیاد موزیلا دریافت می‌شد و آنها این افزونه را آزموده و تایید کرده بودند.

۲٫ نصب بسیار بسیار آسان بود، تنها کافی بود تا روی دکمه “Install Now ” کلیک کنی تا برنامه نصب گردد. (در نسخه های پیشین نصب Quick Locale Switcher هم لازم بود- البته به همان سادگی- اما در نسخه ۲٫۰٫۰٫۸ این کار هم لازم نیست) آموزش نصب را اینجا می‌توانید ببینید.

۳٫ این کار را شیر مردی به نام “بهرام مراوندی” به تنهایی انجام داده بود، مهندسی ایرانی که برون از ایران کار می‌کند و این کار را از روی علاقه انجام داده بود. (راستی براساس آخرین اطلاعات آقای مراوندی اصفهانی است)

۴٫ از دیگر مزایای این ترجمه این بود که با بروزشدن‌های فایرفاکس بروزمی شد.

این پروژه ادامه پیدا کرد تا امروز که گسترش پیدا کرده و افزونه های دیگری نیز پارسی شده و می‌شود.

به‌تازگی سایتی جدا (http://www.mozillafirefox.ir) برای پروژه فایر فارسی راه‌اندازی شده است، سایتی شکیل به همراه راهنماها و آموزش هایی کاربردی به فارسی. که آقای مراوندی به تنهایی آن را راه اندازی کرده و نگهداری می کند.

این سایت دارای بخشهای مختلف از جمله برنامه‌نویسی، بلاگ، افزونه‌ها و راهنما است. صفحه‌اصلی آخرین اخبار مرتبط با فایرفاکس و پروژه را دربردارد.http://www.mozillafirefox.ir/

راهنمای آن عالی است و همه چیز را برای تبدیل یک فرد به یک کاربر حرفه‌ای داراست، از مدیریت کوکی‌ها گرفته تا فهرست کلیدهای میان‌بر فایرفاکس.

در بخش افزونه‌ها به جز “ترجمه فارسی فایرفاکس” افزونه‌های دیگری فهرست شده‌اند، به آنها پیوند داده شده و شرحی کوتاه هم آورده شده از جمله این افزونه‌ها: برنامه‌های فارسی فایرفاکس، سالنامه ایرانی، جی‌میل راست به چپ، پشتیبان‌گیری فایرفاکس هستند.

بلاگ خوبی هم دارد که خودم در Google Reader عضو شدم تا با آن هماهنگ باشم.

بخش برنامه نویسی هم به کار کسانی می‌آید که می‌خواهند برای فایرفاکس برنامه‌نویسی کنند و بخش زیبایی است.

اما این تصویری که در کنار می‌بینید، نواری است که در کنار سایت قرار دارد و حاوی پیوند به مهمترین نوشته‌های سایت است (دست‌کم از دید من): “برنامه نویسی اولین افزونه”: در ۳ قسمت، راهنمایی است برای نوشتن افزونه‌های دلخواه برای فایر فاکس، “شرح کامل about:config” راهنمای کامل شخصی‌سازی و پیکربندی دلخواه آن ووو…. حتما سایت را ببنید و آنرا پیگیری نمایید.

من نمی‌دانم تا به حال چند نفر به این پروژه پیوسته و با آن همکاری می‌کنند، امیدورام هرروز استفاده کنندگان و همکاری‌کنندگان در این پروژه بیشتر گردند.

پ.ن: در پست “چرا دانشجویان ایرانی باید در پروژه های آزاد/بازمتن مشارکت کنند!؟” به دانشجویان توصیه کردم که به دلایلی- که آنجا آورده ام- درپروژه‌های آزاد/بازمتن مشارکت کنند. یکی از پروژه‌های مفید و کاربردی که دانش برنامه‌نویسی زیادی هم لازم ندارد، این پروژه است: بشتابید.

برنامه‌سازی- برنامه‌نویسی

تلاش می‌کنم از این پس به‌جای “توسعه” در برابر Developing برابرنهاد “برنامه‌سازی” را بکاربرم. و “برنامه‌نویسی” را برای Programming. در نتیجه “برنامه‌نویس” برای Programmer و برنامه‌ساز برای Developer.

روشن است که به همین شکل می‌توان ساخت نرم‌افزار را به‌جای توسعه نرم‌افزار بکار برد.

آنگاه می‌توان به‌جای “محیط مجتمع توسعه” برای IDE، “محیط مجتمع برنامه‌سازی” یا زیباتر از آن “محیط یکپارچه برنامه‌سازی” را بکاربرد که مفهوم را کامل می رساند. راستش این “محیط مجتمع توسعه”هیچ حسی در من ایجاد نمی‌کند. حتا می‌توان با کمی گذشت دربرابر زیباسازی “ بستر یکپارچه برنامه‌سازی را بکار برد. واژه بستر یکی از پیشنهاد‌های داریوش‌ آشوری است.

واژه دیگری که مرا بسیار می‌آزارد و دو مجله (که بدبختانه هر دو هم محبوب من هستند) آنرا گسترش داده‌اند “سکو” در برابر Platform است، در حالیکه ما از سال‌ها پیشتر واژه “بستر” را برایش بکارمی‌بردیم و فرهنگستان هم آن‌را پیشنهاد کرده بود، که هم زیباتر است و از آن مهم‌تر بارمعنایی کامل تری دارد، سکو همیشه مرا یاد ایستگاه قطار می‌اندازد.

پ.ن: گفتم حالا که آنها را گفتم این را نیز یگویم: از دیگر واژگان بسیارپرکاربردی که بیشتر جاها نادرست نوشته می‌شود “فناوری” است که نادرست “فن آوری” یا “فنآوری” نوشته می‌شود. این واژه برابرنهادی است برای Technology ور در فارسی ترکیبی است از فن + وری است، آن الف هم که آن میان آمده صورت ساز یا formative (از اصطلاحات زبانشناسی) است، نمونه‌های دیگری نیز از این دست در فارسی داریم: جنگ + ور–> جنگاور، دل + ور–> دلاور، پس + مدرن –> پسامدرن.

اگر می خواهید بار دیگری که  مطلبی نوشته شد، آگاه گردید. عضو خوراک (feed) این بلاگ شوید.

مدیران عامل شرکت های آزاد/باز‌متن: آشنایی، تجربه‌ها و توصیه‌ها

یکی از معروف ترین بلاگ ها درباره کسب و کار باز متن The Open Road است که در پست “بلاگ هایی برای پیدا کردن دید بهتر از بازمتن” هم از آن نام بردم، این بلاگ را Matt Asay یکی از بهترین تحلیل گران کسب و کارهای آزاد/بازمتن می نویسد که خود در شرکت بازمتن Alfresco هم کار می کند. دراین بلاگ او یک سری نوشته دارد با نام “مدیر عامل باز متن” که اکنون به شماره ۲۲ رسیده است و در این نوشته ها او درباره موفق ترین مدیران عامل شرکت های آزاد/بازمتن، شرکتشان و توصیه‌های آنها می‌نویسد، پیشتر در مقاله “۱۲ مدل کسب و کار بازمتن” مدل کسب‌ و کار برخی از این شرکت ها را بیان کرده‌ام. خواندن این نوشته ها را به کسانی که در فکر برپایی شرکتی آزاد/بازمتن هستند و یا یک چنین شرکتی را اداره می‌کنند اکیدا توصیه می‌کنم.

اینجا نام هر فرد، سپس شرکتی که وی مدیر عامل آن است آورده شده:

The Open Source CEO Series:

۱٫ Dave Rosenberg, MuleSource
۲٫ Javier Soltero, Hyperic
۳٫ Marten Mickos, MySQL
۴٫ John Powell, Alfresco
۵٫ Fabrizio Capobianco, Funambol
۶٫ Boris Kraft, Magnolia
۷٫ Kelly Herrell, Vyatta
۸٫ Satish Dharmaraj, Zimbra
۹٫ Ranga Rangachari, Groundwork
۱۰٫ Dries Buytaert, Drupal
۱۱٫ John Roberts, SugarCRM
۱۲٫ Toby Oliver, Path Intelligence
۱۳٫ Danny Windham, Digium
۱۴٫ Bill Karpovich, Zenoss
۱۵٫ Mark Brewer, Covalent
۱۶٫ Gianugo Rabellino, Sourcesense
۱۷٫ Bob Walters, Untangle
۱۸٫ Paul Doscher, JasperSoft
۱۹٫ Pete Childers, Zmanda
۲۰٫ Rod Johnson, Interface 21
۲۱٫ Harold Goldberg, Zend Technologies
۲۲٫ Eero Teerikorpi, Continuent

اگر می خواهید بار دیگری که  مطلبی نوشته شد، آگاه گردید. عضو خوراک (feed) این بلاگ شوید.

چرا دانشجویان ایرانی باید در پروژه های آزاد/بازمتن مشارکت کنند!؟

می دانید که من از طرفداران نرم افزارهای آزاد/بازمتن هستم، اما این پست ربطی به این طرفداری ندارد. حتا اگر می خواهید پس از فراغت از تحصیل به خارج رفته و در مایکروسافت! استخدام شوید مهارت هایی که در این پروژه ها فرا می گیرید بسیار به استخدام راحت و سریع تر شما کمک می کند.

یکی از مسایلی که دانشجویان ایرانی پس از فراغت از تحصیل با آن دست و پنجه نرم می کنند نداشتن سابقه و تجربه است، از دیگر سو معمولا چیز بدرد بخوری هم در دانشگاه نیاموخته اند که در عمل به آنها کمک کند و البته بیشتر شرکت ها هم برنامه نویس/برنامه ساز صفر کیلومتر نمی خواهند.

شرکت در پروژه های آزاد/باز متن چه کمکی می کند؟

پس دانشجویان باید به نوعی تجربه کنند و مهارت های برنامه نویسی خود را بالا ببرند. شرکت های کامپیوتری خوب هم که کار در آنها چیزی به آدم بیاموزد یا به تعداد انگشتان دست هستند یا اصلا کارآموز نمی گیرند. اما هنگامی که در یک پروژه بازمتن (اکیدا توصیه می کنم در پروژه هایی مشارکت کنید که بین المللی باشند و برنامه نویسانی از کشورهای مختلف به ویژه هند یا آمریکا در آن همکاری کنند، نه پروژه هایی که تنها ایرانیان در آن هستند) کمک می کند که:

– کُِد خوب بنویسید و این کار را تمرین کنید، دیگر اعضای گروه (تیم) کد های شما را درست می کنند و به شما می گویند که چگونه کد بهتری بنویسید. در ضمن هرچه بیشتر کُد بنویسد، ماهرتر می شوید: کارنیکو کردن از پر کردن است.

– با استاندارد ها و روش های به روز و کاربردی برنامه نویسی آشنا می شوید .

– چون پروژه بین المللی است -و ما معمولا تا اجبار و زور بالای سرمان نباشد کاری را نمی کنیم- زبانتان را تقویت می کنید.

– با نرم افزار های و روش های کنترل نسخه (Version Control) آشنا می شوید.

– کار گروهی یاد می گیرید. (امیدروارم!)

و سر آخر تجربه هایی دارید که در کمتر شرکت ایرانی می توانید بیاموزید و آوردن این تجربه ها در رزومه تان، هر استخدام کننده ای را وسوسه می کند تا شما را بکار گیرید.

پ. ن. ۰: در ادامه می‌توانید «راهنمای کوچک همکاری در پروژه‌های بازمتن» را بخوانید.

پ. ن. ۱: راستی برای چند تا از بچه ها که در اینگونه پروژه ها همکاری می کنند از طرف گوگل، بله واقعا گوگل، پیشنهاد همکاری و استخدام آمده است.

پ.ن. ۲: این پی‌نوشت را ۸ ماه پس از پست می‌نویسم. نوشته «هفت دلیل برای‌ برنامه‌نویسی با لینوکس»  از مجله شبکه
را بخوانید.

پ.ن ۳: همچنین نوشته‌ی مفید سعید زبردست با نام «همکاری در پروژه های کد باز بدون کد نویسی» را بخوانید.

اگر می خواهید بار دیگر که  مطلبی نوشته شد، آگاه گردید. عضو خوراک (feed) این بلاگ شوید(فید چیست و نحوه استفاده از فید.) همچنین می توانید مرا در تویتر دنبال کنید. «فهرست همه نوشته‌ها»ی من را اینجا ببینید.

Balatarinاین نوشته را به بالاترین بفرستید:

چه کسانی اقتصاد را دوست دارند و چه کسانی ندارند!!؟؟

جایزه نوبل امسال مرا بسیار به فکر فرو برد , بهانه ای شد برای این نوشته:

همانطور که می دانید امسال جایزه را سه آمریکایی برند، جالب است؟ نه، اگر به فهرست برندگان جابزه نوبل اقتصاد به ویژه در این سالها نگاهی بیندازیم، در می یابیم بیشترشان آمریکایی هستند. اما نکته جالب تر:

هر سه یهودی هستند، آمار نشان می دهد که: %۵۵ برندگان آمریکایی جایزه نوبل اقتصاد یهودی هستند و در مجموع %۴۱ برندگان جهانی این جایزه یهودی هستند و این درصد ها با توجه به درصد جمعیت یهودیان عزیز درصد بسیار بالایی است.

بسیاری برآنند که اقتصاد دنیا دست یهودیان است، خوب حق دارند: چون اقتصاد می خوانند و خوب هم میخوانند. یهودیان به اقتصاد بسیار اهمیت می دهند (بر خلاف ما، متاسفانه) در بلاگی خواندم که کتاب “Thinking Strategically” (کتابی مقدماتی در نظریه بازی ها) پس از ترجمه در صدر کتب پرفروش “کتاب‌های علمی تحقیقی و مستند” قرار گرفته است.

درحالی که هر زمان اینجا سخن از اقتصاد به میان می آید همه فراری هستند، راستی چرا ما به اقتصاد اینقدر بی توجه هستیم!!!؟؟؟

منابعی برای آشنایی با کسب و کار بازمتن

دوستانی از من منابعی برای آشنایی بیشتر با “کسب و کار متن باز و اقتصاد آن” خواسته اند، آنچه در اینجا می آید آغازی است برای آشنایی با جهانی بزرگ و رو به رشد:

۱٫ مقاله کلاسیکِ “کلیسا و بازار” نوشته ی اریک ریموند، که وی در آن نشان داده که بازمتن می تواند کسب و کاری جدی و درآمدزا باشد. ترجمه ای خوب از آن با قلم شیوای “نیما ابوطالبی” را می توانید از اینجا بگیرید.

۲٫ کتاب “کسب و کار و اقتصاد نرم‌افزارهای متن‌باز” که طرح ملی نرم‌افزارهای آزاد/متن‌باز آنرا به فارسی برگردانده را نیز از اینجا می توانید بگیرید.

۳٫ اگر به هر طریقی دسترسی دارید کتاب”Open Sources 2.0 “پر است از نوشته های خوب و هر فصل از آن را یک متخصص نوشته است. به ویژه فصل های ۶-۹ به تجاری سازی، مدل های کسب و کار و دیگر جنبه های مالی بازمتن پرداخته است.

۴٫ کتاب “Succeeding with Open Source: An Overview” نیز کتابی جالب و بر اساس تجربه های نویسنده آن است.

۵٫ کتاب “Perspectives on Free and Open Source Software” که مانند منبع ۳ هر فصل از آنرا یک متخصص نوشته است، این کتاب را کامل یا فصل به فصل می توانید از اینجا بارگیری کنید.

۶٫ بلاگ هایی را که در که در پست”بلاگ هایی برای پیدا کردن دید بهتر از بازمتن” نام برده ام پیگیری نمایید.

پ.ن: من در این بلاگ ” کسب و کار” را برابرنهادی برای “Business”بکار می برم.

اگر می خواهید بار دیگری که  مطلبی نوشته شد، آگاه گردید. عضو خوراک (feed) این بلاگ شوید.

یک پروژه بازمتن به همراه یک تیم بازاریابی. تصورش را بکنید.

بیشتر پروژهای بازمتن را افراد فنی مشتاقی آغاز می کنند که خوره هستند. هیچکدام از ابزارهای موجود، کاری که آنها می خواهند را نمی کند، پس آنها برنامه خود را می سازند و کدمنبع آن را در دسترس جهانیان قرار می دهد. دیگر سازندگان- که به همان اندازه اشتیاق دارند- از این کار خوششان می آید و در برطرف ساختن خطاها و افزودن ویژگی های جدید همکاری می کنند. این مدل تا زمانی جواب می دهد که پذیرندگان اولیه خودشان افرادی فنی باشند … اما مدیران سازمان ها این ایده را نمی پسندند. آنها تنها شماره یک جا را می خواهند که با آن طرف باشند.

به این خاطر است که من از صحبت با جان نیوتن لذت بردم، او یکی از موسسان و مدیر فنی شرکت Alfresco است، شرکتی که سیستم مدیریت محتوایِ(CMS) سازمانی باز متن می سازد. شرکت آنها در سال ۲۰۰۵ به وسیله جان نیوتن (از موسسان شرکت Documentum) و جان پاول (مدیر ارشد عملیاتی سابق شرکت Business Objects) برپا شد. این شرکت چیزی دارد که من به ندرت در جامعه بازمتن می بینم: روابط عمومی و دانش بازاریابی.

برخلاف پروژه هایی که با این نگرش آغاز می شوند: “پدرم یک دفتر خالی دارد، بهتر است شرکت بزنیم”، گروه Alfresco با نگرشی رقابتی با محوریت نرم افزار مدیریت محتوا شرکتشان را برپا کردند و به دنبال فرصت های نو در بازار گشتند. Alfresco بازمتن را سازوکاری یکتا برای پخش و توزیع یافت. این همان جمله ای است که از هواداران فنی بازمتن هم می شنوید، اما منظور کلی آنها این است: “ما این نرم افزار را می سازیم و دیگران می آیند… اگر نیامدند هم طوری نمی شود، چون کدی که ما نوشته ایم خیلی خوب است.” این گونه پروژه ها ممکن است به موفقیت برسد اما از آنها پولی در نمی آید. و سرآخر هزینه ها باید پرداخت شوند.

روشن است که آنها (Alfresco) می دانستند که چه نیاز دارند تا محصولی اساسی تولید کنند. Alfresco چشم اندازش نرم افزار مدیریت محتوایی بود که خواسته های سازمان ها را در بر داشت. در حالیکه بسیاری از نرم افزارهای مدیریت محتوای بازمتن در دسترس هستند، معمولا برای یک کار مشخص مثل ساخت وب سایت، ساخته شده اند. رقابت Alfresco با جوملا، دروپال یا پلون نیست بلکه با FileNet، OpenText و Documentum است. نیوتن می گوید بازمتن شرکت را قادر می سازد تا بستری مقرون به صرفه ارایه کند، %۸۰ آنچه مشتریان بکار می برند شامل مدیریت رکوردها، مدیریت تصویر، بستر مشارکتی و مخزن محتوا پیشتر نوشته شده است. احتمالا نیوتن از اینکه درباره ویژگی های محصولش با من سخن می گفت خیلی خوشحال بوده است و روشن است که کاربران سازمانی نیز از پیشینه درخشان موسسان شرکت مطمئن تر می شوند. اما آنچه توجه اصلی من را بر می انگیخت وضعیت خارق العاده شرکتی عادی بود که درباره سازمان ها سخن می گفت اما هنوز می خواست بازمتن باشد.

این گروه با خُبرگان بازمتن مصاحبه کرده بودند تا بدانند چه کاری جواب می دهد و بر اساس بهترین تجربه ها مدل کسب و کار خود را بسازند. موسسان شرکت در بازمتن تازه کار بودند، اما تجربه ها را با آغوش باز می پذیرفتند: آیا آنها باید خدمات را به فروش می گذاشتند؟ نرم افزار هایی بر اساس محصولی پایه؟ کدام بهترین نتیجه را حاصل می کند؟ نیوتن گفت که ” ما چندین مدل را آزمودیم”. برخی زود رد شدند. برای نمونه، مدل کسب و کار بازمتن که در آن بخشی از کُد رایگان است، ولی ویژگی های سازمانی پولی، برای سازمان های دولتی که دستور داشتند محصولات کاملا بازمتن بکارببرند،جواب نمی داد.

نیوتن در ادامه گفت: در عوض ” ما دریافتیم که فرصت در OEM (فروشندگان اصلی) و VAR (فروشندگان ارزش افزوده) وجود دارد.” افراد نرم افزار را بارگیری و امتحان می کنند. اما هر زمان که بخواهند نرم افزار بازمتن را در محیط سازمانی استفاده کنند، می توانند آنگاه برخی از سرویس ها را خریداری می کنند، سرویس هایی مثل حمایت فنی، خدمات نگهداری و پشتیبانی سریع و دسترسی درجا به ترمیم خطا. کُد %۱۰۰ بازمتن و براساس مجوز GPL است. (آنها تنها کسانی نیستند که این مدل کسب و کار را پذیرفته اند، نیوتن می گوید MySQL هم این مدل را به کار می برد.)

بخاطر جامعه محور بودن، آنها از تمانی مزیت های فرایندهای ساخت نرم افزار بازمتن استفاده کردند. از آنجا که Alfresco نرم افزارهای بازمتن بسیاری را در ساختش بکار برده، پروژه به سرعت اجرا شد. در شش ماه، نخستین نسخه بتا برای آزمایش آماده بود. سامانه ی تولید تا انتهای ۲۰۰۵ کامل شده بود. گرچه آنها انتظار داشتند یک جامعه ی برنامه نویسان را از نو بسازند، “گروهی از افراد ناراضی وجود داشتند که بخشی از اکوسیستم نرم افزارهای مدیریت محتوای سازمانی بودند ولی با آنها آنگونه که شایسته شان بود برخورد نشده بود”. این افراد دوست داشتند که در یک پروژه بازمتن مشارکت کنند پروژه ای که مشارکت شان در آن، چیزی واقعا متفاوت بسازد.

اگرچه Alfresco دانش بازاریابی بالایی دارد- یک متخصص روابط عمومی با من تماس گرفت و پیشنهاد برگزاری این نشست را داد- چرخه معمولی فروش آن با فرآیند سازمانی استاندارد کاملا متفاوت است. بنابه گفته نیوتن، این شرکت دنبال فروش مستقیم به سازمان ها نیست. کسی در سازمان مشتری ( معمولا فرد فنی که کارش مدیریت محتوا است) نرم افزار را آنلاین می یابد، آنقدر آنرا امتحان می کند تا به این برسد که مناسب نیازهایشان است، آنگاه با مدیرش تماس می گیرد. همینکه که مشتری تلفن را بر دارد، یعنی نرم افزار به فروش رفته. مشتریان سازمانی بزرگتر (البته آنها مشتریان واقعا بزرگی دارند، که بابت آنها به خود می بالند) ممکن است نیاز به جلسه داشته باشند. تجربه آنها می گوید چرخه فروششان از نخستین تماس ۴۰-۵۰ روز است در مقابل چرخه ۹-۱۲ ماهه فروشندگان معمولی نرم افزارهای سازمانی. نیوتن هزینه فروش نرم افزارهای بازمتن شان را %۲۰ بودجه فروشندگان نرم افزارهای اختصاصی، برآورد می کند. او می گوید”ما می توانیم با سود یکسان، نرم افزار را ارزان تر بفروشیم” و “هنگامیکه همه هزینه ها کم باشد، گزینه های نزدیک و در دسترس صنعت را فرو می پاشانند.”

نیوتن می گوید: “بازاریابی بهترین راه برای این کار است- اما فروش نه”. این درسی است که دیگر عرضه کنندگان نرم افزارهای سازمانی و کسانی که از آنها خرید می کنند باید از آنها یاد بگیرند.

این نوشته برگردانی است از:

Schindlerو Esther. “An Open-Source Project with a Marketing Team. Imagine That.”

اگر می خواهید بار دیگری که  مطلبی نوشته شد، آگاه گردید. عضو خوراک (feed) این بلاگ شوید.