در جستجوی صندلی خوب

ما در حال جابجایی به دفتری جدید هستیم در واقع قصد داریم در شهریور ماه به دفتری جدید نقل مکان کنیم.
با توجه به اینکه کمی رشد خواهیم داشت باید مبلمان اداری جدیدی تهیه کنیم، اما یکی از چیزهایی که فکر ما را به شدت مشغول کرده صندلی کامپیوتر برای برنامه‌سازان است.
قصد ندارم درباره مدیریت منابع انسانی سخن بگویم اما مهمترین سرمایه‌های هر شرکت کامپیوتری برنامه سازان آن شرکت هستند و باید از این منابع گرانبها و کم یاب به خوبی مراقبت کرد. یکی از مهمترین ابزارهای محیطی برای هر برنامه سازی صندلی است، چون دست کم روزانه هشت ساعت از زندگی خود را با آن می‌گذراند.

Aeron chair

این چند وقته به شدت به دنبال صندلی مناسب بودیم، چیزی حدود ۳۰ تا از بهترین فروشگاه‌های مبلمان اداری اصفهان را زیر و رو کردیم و محصولات بیش از ۱۰ تولید کننده مختلف را دیده و بررسی کردیم متاسفانه هیچ کدام از صندلی‌ها همه آن معیارها یا حتا دست کم چندی از معیارهایی را که ما مد نظر داشتیم، نداشتند. به سختی توانستیم یک مدل بیابیم که کمی از انتظارات ما را برآورده می‌کرد سر آخر به این نتیجه رسیدیم که به تهران بیاییم شاید گزینه‌های بهتری یافت شود.
اگر در جای دیگری بودیم به راحتی و بدون تردید صندلی Aeron را انتخاب می‌کردیم، این صندلی امروزه در بیشتر شرکت‌های نرم‌افزاری استفاده می‌شود. کمی گران هست ولی با توجه به دوام و مزیت هایش مقرون به صرف است.
ما هنوز صندلی مورد نظر خود را نیافته‌ایم، اگر دوستان صندلی در این سطح سراغ دارند خوشحال می‌شوم اگر معرفی کنند.

پ.ن: ما تا به حال محصولات تولید کننده‌های مختلفی از جمله نیلپر، جلیس، لیو، اروند، رایانه صنعت، راحتیران و چند تولید کننده دیگر که اکنون نامشان را به یاد ندارم بررسی کرده‌ایم و فقط از دو صندلی خوشمان آمده است یکی لیو S62i و دیگری رایانه صنعت ونوس-۱ ۷۰۸ P-C. البته دو صندلی دیگر هم بودند که فقط در اینترنت دیدیم، به نظر جالب می‌آمدند ولی اینجا نیافتیم و نتوانستیم چون دیگر صندلی‌ها آنها را امتحان کنیم: جلیس J-100 و اروند ۳۲۱۴

Nilper K730

پ.ن ۲ به‌روز شده: صندلی‌هایی که به تازگی در بازار دیده‌ایم و صندلی‌های خوبی هستند:

اگر می خواهید بار دیگری که  مطلبی نوشته شد، آگاه گردید. عضو خوراک (feed) این بلاگ شوید.

فهرست بهترین کتاب‌های مهندسی نرم ‌افزار

تا به حال لیست‌های متفاوتی از بهترین و تاثیرگذارترین کتاب‌های کاربردی مهندسی نرم‌افزار منتشر شده است. آنها با تفاوت‌هایی ناچیز، دارای فهرستی مشترک هستند یعنی اگر هرکدام ۱۰۰ کتاب را فهرست کنند دست کم ۹۰ مورد بین همه آنها مشترک است، البته تفاوت‌هایی هم در رتبه‌هایی که به کتاب‌ها داده می‌شود وجود دارد.
چند روز پیش دوباره به چنین لیستی برخوردم و پیوند دادن به آن را خالی از لطف ندیدم.
پیش از ادامه  یادآور می‌شوم که خود بر آنم که یک مهندس کامپیوتر خوب، باید انگلیسی را بسیار خوب بداند و کتاب‌ها را به زبان اصلی بخواند. اما نکته‌ی تاسف باری که باز ذهن من را به خود مشغول کرد این بود که تقریبا هیچکدام به فارسی برگردانده نشده‌اند (دست‌کم تا آنجا که من می‌دانم) بسیاری از این کتاب‌ها کلاسیک هستند و با گذشت سال‌ها از انتشارشان هنوز بسیار پرکاربرد هستند.
با وجود اینکه بازار ترجمه کتاب‌های کامپیوتری در ایران داغ است (گذشته از این نکته که بسیاری از آنها دارای ترجمه‌هایی با سطح بسیار پایین هستند)، هنوز این کتاب های بسیار اساسی و مورد نیاز صنعت کامپیوتر ترجمه نشده‌اند. امیدوارم مترجمان خوب این حیطه کمی دست از ترجمه کتاب‌های سطحی و تکراری دست برداشته و به سراغ این کتاب ها بروند.
پ.ن: نویسنده‌ی فهرست پیشین دو فهرست دیگر نیز تهیه کرده است، که هر سه را اینجا می‌آورم:

اگر می خواهید بار دیگر که  مطلبی نوشته شد، آگاه گردید. عضو خوراک (feed) این بلاگ شوید(فید چیست و نحوه استفاده از فید.) همچنین می توانید مرا در تویتر دنبال کنید. «فهرست همه نوشته‌ها»ی من را اینجا ببینید

به سوی تولید بهتر نرم‌افزار

به سوی تولید بهتر نرم‌افزار: اصول مهندسی نرم‌افزار
دکتر محسن صدیقی مشکنانی
ناشر: شیخ بهایی
۳۵۱ صفحه
قیمت: ۴۸۰۰ تومان

اگر در بازار کتاب کمی کندوکاو کنید در می‌یابید که مملو است از کتاب‌های مختلف درباره زبان‌های برنامه‌نویسی معروف، اما درباره مهندسی نرم‌افزار (نه لزوما با نام «مهندسی نرم‌افزار») انگشت‌شمارکتاب خواهید یافت، که البته بیشتر آنها ترجمه‌هایی شکسته-بسته از دو کتاب آکادمیک مهندسی نرم‌افزار از «سامرویل» و «پرسمن» هستند و در این بازار کمتر کتاب کاربردی در این زمینه خواهید یافت، به زودی در پستی جدا درباره کمبود( واژه «نبود» مناسب‌تر است) کتاب‌های کاربردی مهندسی نرم‌افزار سخن خواهم گفت.

چندی است که کتابی متفاوت از این دست به همت بلند آقای دکتر محسن صدیقی مشکنانی چاپ شده است، کتاب یکدست و ساده نوشته شده است و تاکید شده کمبود‌ها در ایران و نمونه‌های بومی بکار برده شوند، همزمان از زیاده‌گویی پرهیز شده و کتاب حجمی معقول دارد به ویژه برای افراد شاغل که وقت کمتری دارند.
از نکته‌ای که بسیار خوشم آمد تاکید بر «مدیریت» از آغاز و در جای جای کتاب بود، همانطور که پیشتر بارها و بارها در این بلاگ یادآور شده‌ام یکی از دلایل ناکارآمدی شرکت‌های نرم‌افزاری ایرانی ضعف دانش مدیریتی است که این کتاب هم بر آن تاکید فراوان کرده‌است.
یکی از کارهای جالبی که کمتر در ایران دیده می‌شود، این است که نویسنده برای کتاب سایتی جدا طراحی کرده است که می‌توانید اینجا به آن مراجعه کنید، در سایت مطالب کمکی، پیوند‌ها و همینطور تصاویر کمی به علاوه مطالب دیگری قرار داده شده است که می‌تواند بسیار مفید باشد.
کتاب در پنج بخش و بیست‌وپنج فصل سازماندهی شده است. فهرست کامل کتاب را اینجا می‌توانید ببینید.

اگر می خواهید بار دیگری که  مطلبی نوشته شد، آگاه گردید. عضو خوراک (feed) این بلاگ شوید.

چگونه از خود مدیر بسازیم۲- منابع انسانی

این پست را در ادامه نوشته پیشین «چگونه از خود مدیر بسازیم» می‌نویسم. پس از آن نوشته دوستانی به من یادآور شدند که «مدیریت منابع انسانی» را نادیده گرفته‌ام گرچه خودم اینگونه نمی‌پنداشتم زیرا با اینکه نامی از آن نبردم اما بیشتر منابعی که ذکر کردم در این باره سخن گفته‌اند برای نمونه کتاب «عبور از طوفان» یک فصل در این‌باره دارد و در آخر فصل نیز چندین منبع معرفی کرده است یا ماهنامه‌های «گزیده مدیریت» و «تدبیر» در هر شماره دست‌کم یک مقاله درباره مدیریت منابع انسانی دارند. خود من نیز پیشتر در سه پست کمی درباره آن نوشته‌ام:

اما اگر می‌خواهید درباره مدیریت منابع انسانی در شرکت‌های کامپیوتری بیشتر بخوانید:

– نخست به بلاگ دوست خوبم علی واحد سر بزنید (البته کمی باید جستجو کنید) وی چندین نوشته درباره مدیریت منابع انسانی دارد

– سه چهار کتاب هم هست که چند وقتی است من را به خود مشغول کرده، فکر می‌کنم برای شما نیز بسیار مفید باشد

– Smart and Gets Things Done: Joel Spolsky’s Concise Guide to Finding the Best Technical Talent

کتابی است کوچک اما بسیار مفید درباره فرآیند و روش استخدام نیروهای خوب، کتاب بسیار عالی است، به ویژه آنکه در جای جای کتاب درباره ویژگی‌های رفتاری برنامه‌سازان سخن گفته. من خودم زمانی که کتاب را به‌دست گرفتم نتوانستم کتاب را کنار بگذارم و آنرا دو روزه خواندم . ما در روش استخدام نیروهای «باهوش و کاری» بسیار مشکل داریم و فرآیند استخدام در بیشتر شرکت‌های کامپیوتری فرآیند مدونی نیست. این کتاب می‌تواند افق نویی در این زمینه به ما نشان دهد.

– How Would You Move Mount Fuji? Microsoft’s Cult of the Puzzle – How the World’s Smartest Company Selects the Most Creative Thinkers

این کتاب هم درباره فرآیند استخدام است، در واقع درباره فرآیند استخدام در مایکروسافت. گرچه امروزه این روش تقریبا در بیشتر شرکت‌های کامپیوتری خوب اجرا می‌شود..

– Managing Humans: Biting and Humorous Tales of a Software Engineering Manager

هم‌اکنون سرگرم خواندن این کتاب هستم. کتابی مفید، کاربردی و شیرین است. البته حجم زیادی هم ندارد.

– Peopleware: Productive Projects and Teams

این هم معروف‌ترین کتاب در حوزه مدیریت منابع انسانی در شرکت‌های کامپیوتری است. در واقع کتاب کلاسیک این زمینه محسوب می شود. نامش نیز بسیار جالب توجه است.

فکر می‌کنم با خواندن این کتاب‌ها اطلاعات پایه و بسیار خوبی درباره مدیریت منابع انسانی فرا بگیریم.

اگر می خواهید بار دیگری که  مطلبی نوشته شد، آگاه گردید. عضو خوراک (feed) این بلاگ شوید.

Balatarinاین نوشته را به بالاترین بفرستید:

کمبود نیروی انسانی! چرا؟

در اصفهان و شهرستان‌های نزدیک دانشگاه‌ها و موسسه های زیادی هستند که رشته کامپیوتر دارند. دانشگاه اصفهان، دانشگاه صنعتی اصفهان، دانشگاه آزاد نجف‌آباد و چند دانشگاه آزاد دیگر، چند دانشگاه پیام‌نور و چندین‌وچند موسسه آموزش عالی غیر انتفاعی و علمی-کاربردی.

با یک حساب سرانگشتی درمی‌یابیم که سالانه بیش از ۱۰۰۰ نفر نرم‌افزار خوانده از این دانشگاه‌ها فارغ‌التحصیل می‌شوند. اما جالب است است که با هر مدیر شرکت کامپیوتری که صحبت می‌کنید از کمبود یا نبود نیرو گلایه می‌کند. همین دیروز در جلسه‌ای با مدیران دو شرکت در این‌باره صحبت می کردیم و آنها نیز می‌نالیدند. جالب است که با وجود این همه فارغ‌التحصیل کامپیوتر، شرکت‌های کامپیوتری اصفهان در مجموع سالانه ۳۰-۴۰ نیرو می‌خواهند و نمی‌یابند!!!!!!!!

من به اینکه سیستم آموزشی دانشگاه‌ها چگونه است کاری ندارم و در این مورد اشکال را در دانشجویان می‌بینم-البته امیدوار بودم که دست‌کم به آنها بگویند که تنها اصول پایه‌ای را در دانشگاه می‌آموزند و خود باید به دنبال یادگیری بسیار چیزهای دیگر بروند- نمی‌دانم چرا دانشجویان حوصله کار ندارند (البته پس از پایان درس) چرا دنبال آموختن چیزهای نو نمی‌روند. چرا نمی‌روند زبان خود را تقویت کنند. یادمان باشد که دانشجوی کامپیوتری که زبانش قوی نباشد یا اهل مطالعه و کتاب خواندن نباشد، به هیچ دردی نمی‌خورد.

شما اگر پای صحبت‌های دانشجویان یا تازه «دانش‌آموخته» شده‌ها بنشینید از بیکاری می‌نالند، در صورتی که از دیگر سو صاحبان کسب و کارها و مدیران شرکت‌ها از کمبود یا نبود نیرو‌ دلشان خون است.

مساله‌ی دیگری هم که وجود دارد این است که بیشتر دانشجویان قوی -دست‌کم در ایران- فکر می‌کنند که حتما باید ادامه تحصیل دهند. (در واقع فکر می‌کنند که راهی جز ادامه تحصیل ندارند) و به سراغ کار نمی‌روند.

دیگر نمی‌دانم چه باید کرد. لطفا دیدگاه‌ یا راهکارهای خود را بیان کنید.

پ.ن.: اگر دانشجو هستید لطفا این پست‌های من را نیز بخوانید:
پندهایی به دانشجویان کامپیوتر- بخش نخست
پندهایی به دانشجویان کامپیوتر- بخش دوم
پندهایی به دانشجویان کامپیوتر- بخش سوم
چرا دانشجویان ایرانی باید در پروژه های آزاد/بازمتن مشارکت کنند!؟

پ.ن. ۲: من پیشنهادی هم دارم که شاید کمی کمک کند، دانشکده‌های کامپیوتر (مسولان دانشکده یا انجمن‌های دانشجویی و …) هر از چندگاهی مدیران شرکت‌های کامپیوتری معروف و عضو انجمن صنفی اصفهان بخواهند را دعوت کنند تا برای دانشجویان (همه سال یکم تا چهارم) سخنرانی کنند و دیدگاه‌های خود را بیان کنند. اینگونه دانشجویان کم‌کم با جو و محیط کسب و کار بیرون آشنا می‌شوند و مدیران هم به دانشجویان می‌گویند که شرکت‌ها به چه توانایی‌هایی نیاز دارند و چه باید بیاموزند.

پ.ن. ۳: خوشحال می‌شوم اگر دوستان به این پست لینک بدهند یا دیگران را از این پست مطلع سازند تا بتوانیم طیف گسترده‌تری از دیدگاه‌ها را ببینیم شاید بتوانیم به نتایج خوبی برسیم. در ضمن حتما دیدگاه‌های خود را بیان نمایید.

اگر می خواهید بار دیگری که  مطلبی نوشته شد، آگاه گردید. عضو خوراک (feed) این بلاگ شوید.

Balatarinاین نوشته را به بالاترین بفرستید:

چگونه از خود مدیر بسازیم

بارها گفته‌ام و بر آن پافشاری می‌کنم که یکی از اساسی‌ترین مسایل شرکت‌های نرم‌افزاری خصوصی ایران (به ویژه شرکت‌های نوپا) ضعف دانش مدیریتی است.

ما فکر می‌کنیم چون مهندس کامپیوتر هستیم پس می‌توانیم شرکت کامپیوتری بزنیم و مدیر خوبی برای یک شرکت نرم‌افزاری خواهیم بود. این فکر به جز در موارد بسیار استثنا بسیار نادرست است.

اما اگر برای آینده خود برنامه‌ریزی کرده‌ایم و می‌خواهیم شرکتی را برپا کنیم چه کنیم:

۰- پیش از هر چیز باید بدانیم که آیا زمینه مدیر شدن را داریم یا خیر. من خود بر آنم که بسیاری از توانایی‌های مدیریتی اکتسابی است، اما شم مدیریتی هم مهم است. بسیاری از افراد برای مدیریت ساخته نشده‌اند یا آن را دوست ندارند اما چون هنوز آغاز نکرده‌اند این را نمی‌دانند. آزمون‌هایی برای این کار وجود دارد که بیشتر به نام آزمون‌های «کارآفرینی» یا «آزمون سنجش شخصیت کارآفرین» شناخته می‌شوند. در آنها توانایی‌های چون خطرپذیری و … سنجیده می‌شوند. آنها را برای خود بکار بگیرید.

۱- نخست باید یاد بگیریم که اگر می‌خواهیم چیزی را بدست آوریم باید برایش هزینه کنیم. البته بسته به آن چیز نوع هزینه کردن هم فرق خواهد کرد.

۲- برای اینکه از خود مدیر بسازیم باید «زمان» و «پول» را هزینه کنیم.

۳- در دوره‌های ۷۲ ساعته که به دوره‌های کارآفرینی معروف هستند شرکت کنید. از آنجا که این دوره‌ها با کیفیت‌های مختلف برگزار می‌گردند، دقت کنید به موسسه‌ای بروید که این دوره را خیلی جدی برگزار می‌کند و مربیان خوبی را بکار می‌گیرد. هم‌زمان کتاب «عبور از طوفان: راهنمای کاربردی شرکت های نوپا در ایران» را بخوانید، کتاب بسیار مفید و کاربردی است و بسیاری از چیزهایی که برای برپایی یک شرکت نیاز است را یک‌جا آورده است. پس از این دوره اگر به این نتیجه رسیدید که هنوز می‌خواهید شرکتی برپا کنید باید به ۳ دوره‌ی حرفه‌ای‌تر بروید:

۴- در دوره‌های زیر شرکت کنید:

۵- دیگر کلاس کافی است، پس از برپایی شرکت اگر نیاز دیدید در دوره‌ای شرکت کنید آن‌زمان این کار را بکنید. زمان آن است که چند کتاب بخوانیم. دو کتاب را نام می‌برم در طول کار شرکت تلاش کنید کتاب‌های ناشران خوبی چون «فرا»، «رسا» و «سازمان مدیریت صنعتی» را به فراخور نیاز بخوانید و از کتاب‌های دانشگاهی نیز پرهیز کنید:

۶- دو ماهنامه «تدبیر» و «گزیده مدیریت» را آبونه شوید.

نکته بسیار مهم: (این نکته استثنا هم دارد اما در حالت کلی) به شدت از اینکه (بلافاصله) پس از پایان تحصیل شرکت بزنید خودداری کنید، بهترین حالت این است که پس از دانش‌آموختگی دست‌کم ۲ تا ۳ سال در شرکت‌های دیگر کار کنید تا هم تجربه بیندوزید و هم راه‌وچاه‌ها را یاد بگیرید. بدترین کاری که یک فرد می‌تواند انجام دهد این است که تا فارغ‌التحصیل شد (صفر کیلومتر) شرکتی برپا کند.

پ.ن:انجمن بین‌المللی مدیران ایرانی «کارگاه آموزشی مدیریت فرصت‌ورزی و تضمین کسب و کار پایدار» را برگزار می‌کند، دوره کمی گران است ولی فکر می‌کنم بسیار مفید باشد.

اگر می خواهید بار دیگری که  مطلبی نوشته شد، آگاه گردید. عضو خوراک (feed) این بلاگ شوید.

Balatarinاین نوشته را به بالاترین بفرستید:

چگونه خوره (Geek) ها را مدیریت نکنیم- بخش دوم

۶. رفتار متناقض
خوره‌ها حس انصاف عمیقی دارند، شاید برای این واقعیت است که در فناوری ازاطلاعات، ساختار و یکدستی حیاتی است. نمی‌شود که مستندات یک چیز را بگویند درحالیکه کُد کار دیگر انجام می‌دهد، به همین شکل مدیران نمی‌توانند یک چیز بگویند بعد کار دیگر انجام دهند.

۷. نادیده گرفتن خوره‌ها
از آنجا که مدیران و خوره‌ها آدم‌های متفاپتی هستند، ممکن است مدیران خوره‌ها را تنها بگذارند. این مدیریت بر آنها را سخت می‌کند، خوره‌ها هم همچون دیگر گروه‌ها رهبری خوبی نیاز دارند.

۸. تصمیم‌گیری بدون مشورت با آنها
خوره‌ها معمولا جنبه‌های فنی کسب و کار را بهتر از مدیران می‌دانند، پس تصمیم‌گیری فنی بدون مشورت با آنها بزرگترین اشتباهی است که مدیران می‌توانند مرتکب شوند.

۹. ندادن ابزارهای لازم
یک کامپیوتر سریع هزینه بیشتری از یک کامپیوتر قدیمی دارد و ممکن است خرید آن جزو استانداردهای شرکتی نباشد اما خوره‌ها کامپیوتر را به گونه‌ای متفاوت به کار می‌برند. کامپیوتر کُند بهره‌وری را پایین می‌آورد و هر روز مایه آزار می‌شود. همینگونه است نرم‌افزارهای قدیمی شده. به آنها ابزارهایی را که نیاز دارند بدهید.

۱۰. فراموش کردن اینکه خوره‌ها کارکنانی خلاق هستند.
برنامه‌نویسی فرآیندی خلاق است نه فرآیندی صنعتی. خوره‌ها باید پیوسته راه‌حل‌هایی برای مسایل نو ارایه کنند و به ندرت مساله‌ای مشابه را دو بار حل می‌کنند. بنابراین به آنها فرصت و انعطلاف پذیری لازم را بدهید. پوشیدن لباس‌های فرم و رسمی همه نوآوری‌ها را از بین می‌برد. همینطور آنها محیطی خلاق می‌خواهند تا از «پارتیشن‌های» مربع مستطیل دوری کنند.

انجام یک یا بیشتر از این ۱۰ اشتباه (و من مدیرانی را دیده‌ام که همه این ۱۰ اشتباه را مرتکب شده‌اند) نتایجی جدی در بر دارد، نتایجی چون:
– انگیزه‌های پایین
– از دست دادن بالای کارکنان
– رشد گریز از کار
– بهره‌وری پایین‌تر
– کیفیت پایین‌تر
– خدمات بد

خوره‌های شاد خوره‌هایی بهره‌ور هستند و مهمترین فاکتور، مدیریت خوب و مناسب وضعیت آنها است.

این نوشته برگردانی است از:

Kjerulf, Alexander. “How NOT to lead geeks

اگر می خواهید بار دیگری که  مطلبی نوشته شد، آگاه گردید. عضو خوراک (feed) این بلاگ شوید.

Balatarinاین نوشته را به بالاترین بفرستید:

چگونه خوره (Geek) ها را مدیریت نکنیم- بخش نخست

هنگامیکه خوره‌های شرکت NCR در استرالیا تهدید به اعتصاب کردند، این حرکت می‌توانست دستگاه‌های خودپرداز(ATM)، صندوق سوپر مارکت‌ها و دریافت فرودگاه‌ها را فلج کند. این نشان دهنده این واقعیت است که فناوری اطلاعات محور تقریبا همه کسب و کارها گردیده است و هرگونه هرج‌ومرج یا خرابکاری هزینه‌های مالی و زمانی بسیاری در بر خواهد داشت، این بدین معنی است که خوشحال نگه داشتن خوره‌ها در محیط کار نیازی اساسی برای کسب و کارهای مدرن است. خوره‌های شاد، خوره‌هایی اثربخش هستند.
دلیل اصلی اینکه کامپیوتری‌ها سرِ کار ناراضی هستند ارتباط بد با مدیران است، اغلب به این خاطر که خوره‌ها و مدیران شخصیت‌هایی از اساس متفاوت دارند، پیش‌زمینه‌های حرفه‌ای و بلندپروازانه.
برخی افراد اینگونه نتیجه‌گیری می‌کنند که خوره‌ها از مدیران متنفر هستند و هدایت (و رهبری) آنها ناممکن است. گاهی عبارت «مدیریت خوره‌ها همچون جمع کردن گربه‌ها است» بکار برده می شود، اما این کاملا نادرست است. واقعیت این است که کامپیوتری‌ها از مدیریت بد متنفر هستند و کمتر از دیگر گونه‌های کارمندان آن را تحمل می‌کنند.
پس اشکال کار از کجاست؟ من کارم را با خوره بودن آغاز کردم و بعد‌ها مدیر و موسس یک شرکت کامپیوتری شدم، پس موقعیت آن را داشته‌ام که هردو را تجربه کنم. فهرست ۱۰ اشتباهی را که دیده‌ام مدیران در مدیریت خوره‌ها مرتکب می‌شوند را اینجا آورده‌ام:

۱. بها ندادن به آموزش
رییسی داشتم که می‌گفت «آموزش هدر دادن پول است، خودتان یاد بگیرید». آن شرکت ۲ سال بعد ورشکست شد. آموزش بسیار اهمیت دارد به ویژه در فناوری اطلاعات و مدیران باید این را بدانند و برای آن هزینه کنند. گاهی به این مشکل بر می‌خورید که «اگر به آنها آموزش بدهید، رقبا آنها را از دست شما در‌می‌اورند و استخدام می‌کنند» این حرف تا حدی درست است، ولی اگر این کار را نکنید کارمندانی خواهید داشت که آنقدر غیرماهر هستند که هیج جای دیگر حاضر به استخدام آنها نمی‌شوند.

۲. شناخت نداشتن
از آنجا که ممکن است مدیران، به خوبی سر از کاری که خوره‌ها انجام می‌دهند در نیاورند، برای آنها سخت است که به آنها شناخت پیدا کنند و کاری را که عالی انجام شده پاداش بدهند، این کار انگیزه‌ها را از بین می‌برد، راه حل کارکردن با همدیگر برای تعیین مجموعه‌ای از اهداف کاری است که دو طرف بر آن توافق دارند. هنگامیکه به این هدف‌ها رسیدیم یعنی خوره‌ها کارشان را خوب انجام داده‌اند.

۳. بیش از حد کار کشیدن
«بگذارید تا آنجا که می‌توانیم از خوره‌ها کار بکشیم، آنها که زندگی ندارند» این روش برخی از مدیران است. این کار اشتباه بزرگی است و خوره‌هایی که بیش از حد کار می‌کنند یا از پا در می‌آیند یا از شرکت می‌روند. در یک مورد معروف یک کامپیوتری جوان که فشار کاری بسیاری به او وارد شده بود در بیمارستان بستری شد، پس از برگشت به کار دوباره به او حمله دست داد. این نشان می‌دهد این افسانه که ساعت‌های کاری طولانی برای کسب و کار خوب است نادرست است.

۴. بکار بردن زبان مدیریتی
خوره‌ها از زبان مدیریتی متنفر هستند و آنرا ظاهری و دروغین می‌پندارند. لازم نیست مدیران فنی صحبت کنند اما باد واژگان تجاری را دور بریزند. مدیری می‌گوید « لازم است که بصورت پیشگیرانه زمان ارایه به بازار خود را تحت تاثیر قرار دهیم» یا به سادگی بگوید «ما باد این پروژه را به موقع حاضر کنیم»

۵. تلاش برای باهوش‌تر بودن از خوره‌ها
هنگامیکه مدیران درباره یک مساله فنی هیچ نمی‌دانند، باید به راحتی آنرا بپذیرند و به آن اعتراف کنند. خوره‌ها بخاطر این کار به آنها احترام خواهند گذاشت، اما نه برای تظاهر به دانستن. آنها مدیران را گیر خواهند انداخت- خوره‌ها باهوش هستند.

اگر می خواهید بار دیگری که  مطلبی نوشته شد، آگاه گردید. عضو خوراک (feed) این بلاگ شوید.

Balatarinاین نوشته را به بالاترین بفرستید:

۱۵ فرد تاثیر گذار در کسب و کار بازمتن

سایت eWeek نام ۱۵ فرد تاثیر‌گذار در کسب و کار بازمتن به همراه شرحی کوتاه آورده است که آنرا برگردانده و در اینجا بازنشر می‌دهم:

۱. لینوس توروالدز (Linus Torvalds): با ساخت سیستم عامل لینوکس و به اشتراک گذاشتن آن با برنامه‌نویسان حرفه‌ای روی اینترنت، در صنعت کامپیوتر انقلابی ایجاد کرد.

۲. میشل بیکر (Mitchell Baker): وی رییس بنیاد موزیلا، مدیر عامل پیشین و رییس شرکت موزیلا است، موسسه‌ای که مرورگر فایرفاکس آن ۱۵۰ میلیون کاربر دارد و مرورگر اینترنت اکسپلورر مایکروسافت را به چالش کشیده است.

۳. مایک میلینکویچ(Mike Milinkovich): مدیر عامل بنیاد اکلیپس است، کنسرسیومی غیرانتفاعی از شرکت‌های نرم‌افزاری که پشتیبان «بستر باز نرم‌افزارسازی اکلیپس» هستند، پروژه‌ای که یکی از موفق‌ترین جوامع کاربری بازمتن دنیا گردیده است.

۴. تیم گولدن (Tim Golden): معاون «Bank of America» یک مدافع شرکتی رده‌بالای بازمتن است و در موسسه‌های چندین میلیون دلاری لینوکس و نرم‌افزار‌های بازمتن را بکار گرفته است.

۵. جیم زملین (Jim Zemlin): وی مدیر بنیاد لینوکس است در آنجا وی با سهام‌داران لینوکس کار می‌کند تا رشد این بستر را شتاب بخشد.

۶ و ۷: پیتر فنتون (Peter Fenton) و لری آگوستین (Larry Augustin): آنها دو سرمایه‌گذار مخاطره‌پذیر برجسته هستند که به شکل تخصصی روی بازمتن کار می‌کنند. فنتون سال ۲۰۰۶ به شرکت سرمایه‌گذاری « Benchmark Capital» پیوست، پس از هفت سال کار در شرکت سرمایه‌گذاری «Accel Partners» جایی که روی شرکت هایی چون «JBoss»،«XenSource» و «Zimbra» سرمایه‌گذاری کرده بود. آگوستین از افراد گروهی بود که واژه «بازمتن» را رواج دادند وی شرکت «VA Linux» را تاسیس کرد، سایت SourceForge.net را راه انداخت، اکنون یک سرمایه‌گذار و مشاور برای شرکت‌های فناور تازه‌کار است.

۸. جیم جاگیلسکی (Jim Jagielski): از موسسان، رییس و عضو بنیاد نرم‌افزاری آپاچی است. آپاچی روی قدرت جامعه کاربری خود و افراد در این جامعه تمرکز کرده است و اعضای آپاچی محور این جامعه هستند.

۹. مایکل تیمان(Michael Tiemann): تیمان رییس بنیاد بازمتن است، موسسه‌ای که تصمیم دارد نرم‌افزارهای بازمتن را ترویج دهد.

۱۰. مارتن میکوس(Marten Mickos): خرید MySQL توسط سان، مدیر عامل MySQL مارتن میکوس را در جایگاهی قرار داده تا تجربه‌های اداره یک شرکت موفق بازمتن را به آنجا نیز نفوذ دهد.

۱۱. مارک فلوری (Marc Fleury): اکنون بازنشته شده است، فلوری شرکت خود J‌‌‌‌‌Boss را به مبلغ ۳۵۰ میلیون دلار به ردهت فروخت و مسئول چیزی است که به آن «ضریب Jboss» می‌گویند و در ارزش‌گذاری شرکت‌های برجسته بازمتن تاثیر دارد.

۱۲. راد جانسون(Rod Johnson): او مدیر عامل SpringSource است، سازنده چارچوب Spring، چارچوبی برای سرعت بخشیدن به ساخت برنامه‌های جاوا برای سرور‌های سازمانی. این شرکت در ژانویه شرکت Covalent را خرید، شرکتی که محصولات و خدماتش پروژه‌های بنیاد نرم‌افزاری آپاچی را هدف قرارداده بود، پروژه‌هایی چون:سرورهای برنامه‌های کاربردی Tomcat و Geronimo

۱۳. جاناتان شوارتز(Jonathan Schwartz): مدیر عامل سان و حامی بازمتن درون سان و برای مشتریان بیرون از سان، وی بازمتن کردن چندین فناوری سان از جمله جاوا را سرپرستی کرد.

۱۴. مارک شاتل‌ورث(Mark Shuttleworth): موسس کانونیکال و بنیاد اوبونتو و مسئول توزیع لینوکس محبوب اوبونتو.

۱۵. جان رابرتز(John Roberts): از موسسان، رییس و مدیرعامل ،SugarCRM شرکتی که نرم‌افزار بازمتن CRM‌ (مدیریت ارتباط با مشتری) را وارد بازار کرد. رابرتز مدل کسب و کار تجاری این شرکت را تدوین کرد، در هدایت ساخت محصولات این شرکت همکاری کرد و کمک کرد تا جامعه‌کاربری این شرکت ساخته شده و یکی از بزرگترین جوامع کاربری روی وب گردد.

پ.ن: پیشتر هم چند تن از این افراد را در پست «مدیران عامل شرکت های آزاد/باز‌متن: آشنایی، تجربه‌ها و توصیه‌ها» نام برده بودم، با پیگیری پیوندهای آنجا می‌توانید اطلاعات بیشتری بدست آورید.

اگر می خواهید بار دیگری که  مطلبی نوشته شد، آگاه گردید. عضو خوراک (feed) این بلاگ شوید.

Balatarinاین نوشته را به بالاترین بفرستید:

فایر‌فاکس + پارسی = مشکل!!؟

پیش از هر چیز این نوشته را بخوانید: کارشکنی های یک ایرانی در پروژه فایرفاکس پارسی

دوستانی که من را می شناسند می‌دانند که من اهل حاشیه‌سازی، جاروجنجال یا زردنویسی نیستم. اما آخر این چه وضعی است. من نمی‌دانم ما در دنیای نرم‌افزارهای آزاد/بازمتن مرتب به دنبال همکاری هستیم و پی‌ در پی گروه تشکیل می‌دهیم و … ، ولی وقتی نوبت به خودمان که می‌رسد نمی توانیم با هم همکاری کنیم.

من نمی‌دانم مشکل از کجاست (یا کیست)، و البته دوست دارم بدانم. نمی‌دانم چرا حالا که دوستانی لطف کرده و بدون چشم‌داشت فایرفاکس و بسیاری از افزونه‌های آنرا پارسی کرده‌اند چرا دیگر دوستان به‌جای همکاری…

خودتان قضاوت کنید و اگر کاری از دستتان برمی‌آید چه برای کمک به پروژه و چه برای حل این مساله دریغ نفرمایید.

پیشتر هم پستی نوشته‌ام به‌نام«فایر‌فاکس + پارسی: ارمغانی از آسمان» که در آن کمی درباره کارهای ارزنده‌ای که دوستان در این‌باره انجام داده اند سخن گفته‌ام.

پ.ن: دوست عزیزم بهرام مراوندی مصاحبه‌ای با سایت دودردو دارد،از خواندن آن لذت ببرید: «گپی با بهرام مراوندی»

اگر می خواهید بار دیگری که  مطلبی نوشته شد، آگاه گردید. عضو خوراک (feed) این بلاگ شوید.