‏استارتاپ Shyp به کار خود پایان می‌دهد

‏استارتاپ Shyp امروز به کار خود پایان می‌دهد؛ این استارتاپ حمل‌ونقل بنا به تقاضل ( On-demand shipping) پیش‌تر موفق شده بود از شرکت‌های سرمایه‌گذاری جسورانه‌ی معروفی همچون کلینر پرکینز، شرپا و … ۶٢ میلیون دلار سرمایه جذب کند. ارزش این استارتاپ در آخرین دور جذب سرمایه در سال ۲۰۱۵ به ۲۵۰ میلیون دلار هم رسید.

کوین گیبون، مدیر عامل شیپ، دیشب در پستی در لینکداین (لینک زیر) اعلام کرد که این استارتاپ به کار خود پایان می‌دهد. این شرکت نتوانسته بود مدلی گسترش‌پذیر (scalable) برای گسترش به شهرهای دیگر به جز شهر اصلی (سن‌فرانسیسکو) بیابد.

پیشنهاد می‌کنم مقاله‌ی گیبون را به دقت بخوانید:

https://www.linkedin.com/pulse/i-cant-wait-you-see-what-we-do-next-kevin-gibbon/

چین در سرمایه‌گذاری جسورانه، شانه به شانه‌ی آمریکا می‌تازد

چین، به ویژه در یک دهه‌ی گذشته، رشد بسیار زیادی در  زمینه‌ی استارتاپ‌ها و شرکت‌های فناور و نوآور داشته است.

همین امر چند شهر چین را جزو بزرگ‌ترین اکوسیستم‌های استارتاپی دنیا قرار داده است که نمود آن‌را در ظهور غول‌هایی همچون Alibaba ،Baidu و Tencent و صدها استارتاپ ریز و درشت دیگر می‌توان مشاهده کرد.

یکی از ویژگی‌های این اکوسیستم‌ها، رشد شتابان میزان سرمایه‌گذاری جسورانه در چین است. برای نمونه این میزان در ۲۰۱۷ نسب به سال پیش ۵۰ درصد رشد داشته است که اگر با همین سرعت به رشد ادامه دهد در سال ۲۰۱۸ از آمریکا جلو خواهد زد. (تصویر زیر)

نکته: در نمودار زیر میزان سرمایه‌گذار جسورانه در ۲۰۱۷  آمریکا ۷۴ میلیارد دلار برآورد شده است (به گزارش CBInsights) در صورتیکه Pitchbook این عدد را ۸۴ میلیارد دلار برآورد کرده است. (این اختلاف‌ها معمولا به خاطر تفاوت متدولوژی و تعریف‌ها و در نظر گرفتن/نگرفتن نوع‌های خاصی از سرمایه‌گذاری جسورانه است.)

میزان سرمایه گذاری جسورانه اروپا در سال ۲۰۱۷

کل سرمایه‌گذاری صورت گرفته توسط سرمایه‌گذاران جسور در اروپا و رژیم اشغالگر (اسرائیل) در سال ۲۰۱۷ بیش از ۲۰ میلیارد دلار بوده است؛ در این میان انگلیس با حدود ۵.۸ میلیارد دلار ، رژیم اسرائیل با حدود ۳.۹ میلیارد دلار ، آلمان با ۲.۹ میلیارد دلار  و فرانسه با ۲.۴ میلیارد دلار به‌ترتیب پیشتاز بوده‌اند. بقیه به ترتیب در تصویر زیر مشخص هستند.

این ۲۰ میلیارد دلار روی ۱۹۴۱ دور سرمایه‌گذاری شده است. (ممکن است یک استارتاپ، در این یک‌سال، بیش از یک دور سرمایه جذب کرده باشد.)
کل میزان سرمایه‌گذاری نسبت به سال ۲۰۱۶، ۴۰ درصد افزایش داشته است، این در حالی است که تعداد سرمایه‌گذاری فقط ۸ درصد افزایش داشته است.

اما بر اساس سرانه‌ی سرمایه‌گذاری، رژیم اسرائیل با سرانه‌ی ۴۴۷ دلار سرمایه‌ی جسورانه پیشتاز است؛ تقریبا حدود دو برابر سرانه‌ی آمریکا که ۲۱۳ دلار است. سوئد با سرانه‌ی ۱۷۳ دلار رتبه‌ی دوم را دارا ست. سرانه‌ی انگلیس ۸۸ دلار، فرانسه ۳۶ دلار و آلمان ۳۴ دلار است.

لطفا سیلیکون‌ولی را با پارک‌های علم و فناوری خودمان مقایسه نکنید!

پارک علم و فناوری پردیس در سال ۱۳۸۴ در شرقی‌ترین نقطه تهران با هدف رشد فناوری و توسعه بازار شرکت‌های دانش بنیان تاسیس شده است. زیر لوگوی پارک علم و فناوری پردیس نوشته شده: «سیلیکون‌ولی ایران». ناصر غانم‌زاده مدتی در فضای سیلیکون‌ولی در آمریکا زندگی می‌کرده و به نظر او این ادعای پارک علم و فناوری عین جوک است. او می‌گوید: «هیچ‌چیز این پارک به سیلیکون‌ولی نمی‌خورد. اصلاً سیلیکون‌ولی جای محصوری نیست که در داشته باشد و بتوانید داخل آن بروید. آنجا مجموعه شهرهایی هستند که مردم داخل آن زندگی می‌کنند و کنار آن ساختمان شرکت‌های مختلف واقع شده‌اند. پارک پردیس سهمی از فضای استارت‌آپی ایران ندارد. به علت بعد مسافت هیچ زمانی این مکان مورد استقبال شرکت‌های نوپا واقع نشد. شرکت‌های جاافتاده به دلایل مختلف در آنجا زمین ‌خریدند و ۹۰ درصد از شرکت‌هایی که در پارک پردیس دفتر دارند شرکت‌های مطرح و غیر استارت‌آپی هستند. یکی از دلایل حضور این شرکت‌ها در پردیس، معافیت از مالیات است.»

در سیلیکون‌ولی چه اتفاقاتی می‌افتد؟
ضرب‌المثلی در سیلیکن‌ولی رایج است و آن این است که: «تنها جایی که نمی‌خواهد سیلیکون‌ولی را کپی کند خود سیلیکون ولی است.» غانم‌زاده می‌گوید: «وقتی شما با اختلاف زیاد رتبه یک هستید و در بالاترین سطح موجود رقابتی مشغول به کار، شما دنبال‌کننده نیستید و در هیچ مکان دیگری عملکرد کسی بهتر از شما نیست، مدام می‌خواهید بزرگ‌تر بشوید. مثلاً الان در سیلیکون‌ولی پیرامون بحث بلاک‌چین و ارزهای رمزنگاری‌شده تعداد زیادی استارت‌آپ شکل گرفته و بودجه خوبی به آن اختصاص می‌دهند. VCهای پیشتاز را که بررسی می‌کنید می‌بینید ۵ سال پیش داشتند در حوزه کریپتوکارنسی سرمایه‌گذاری می‌کردند. اکثر ما ایرانی‌ها حتی آن موقع اسم آن را هم نشنیده بودیم. در بحث سرمایه‌گذاری خطرپذیر در زمینه‌هایی که هنوز ثابت نشده‌اند و خام هستند، فاندهایی وجود دارد که سرمایه‌های کلان برای چنین زمینه‌هایی در نظر گرفته‌‌اند.»

به گفته غانم‌زاده این روزها در سیلیکون‌ولی سرمایه‌گذاری کلانی بر روی هوش مصنوعی صورت می‌گیرد. یکی از ترندهای فعلی جهانی هوش مصنوعی است. سرمایه‌گذاری‌های جسورانه ‌خوبی در این فضا وارد شده است. او این‌گونه بیان می‌کند: «اعداد و ارقام VCهای سیلیکون ولی خیلی بزرگ هستند. پول‌های عظیمی در این حوزه وارد می‌شود، گاهی اوقات صندوق‌های سرمایه‌گذاری جسورانه‌ی بالای ۱ میلیارد دلار شکل می‌گیرند. فاندهای بزرگ صرف مسائل جاری می‌شوند و فاندهای کوچک‌تر خود را به نسل آینده اختصاص می‌دهند. ریسک‌پذیری در سیلیکون‌ولی بسیار بالاست. استنباط آنها این است که به عنوان مثال روی ۱۰۰ تا استارت‌آپ سرمایه‌گذاری می‌کنیم و ذات این بیزنس این است که، با وجود موشکافی اولیه در انتخاب استارتاپ، از این ۱۰۰ تا ۵۰ تا از آن‌ها شکست می‌خورد.»
غانم‌زاده از آینده‌نگری در سیلیکون‌ولی می‌گوید: «پیتر تیل در یکی از سخنرانی‌هایش در سال ۲۰۱۶ عنوان کرد که مشغول سرمایه‌گذاری بر روی پروژه‌هایی هستند که در سال ۲۰۲۶ تازه به درآمدزایی یا نقطه سربه سر می‌رسند. ببینید چقدر افق‌ها درازمدت است. حتی بسیاری از شرکت‌های اروپایی به‌خاطر این حجم از ریسک‌پذیری به سیلیکون‌ولی مهاجرت می‌کنند. سرمایه‌گذارانی که می‌توان در سیلیکون ولی پیدا کرد، پذیرای ریسک و حاضر به سرمایه‌گذاری خطرپذیر خوبی هستند.»

در سیلیکون‌ولی از ایده‌های دیستراپتیو(ساختارشکنانه) به شدت استقابل می‌شود و مدام فضای استارت‌آپی در حال تغییر است. غانم‌زاده این فضا را چنین توصیف می‌کند: «در سیلیکون ولی عاشق دیستراپشن هستند و وقتی به عنوان یک استارت‌آپ به سرمایه‌گذاران می‌گویی که دیستراپت می‌کنی خیلی استقبال می‌کنند. در ایران اکثر استارت‌آپ‌های بزرگ ما هنوز مشکل سرمایه‌گذار دارند. در چنین فضایی چطور می‌توان تصور کرد که سرمایه‌گذاری در ایران بیاید و بر روی چیزی که شاید ۱۰ سال دیگر جواب دهد سرمایه‌گذاری کند؟ نمونه‌هایی از ساختارشکنی airBnB است که هتل‌ها را دیستراپت می‌کند و یا فین‌تک‌ها که بانک‌ها را دیستراپت می‌کنند. به شدت پذیرای نوآوری و دیسترابشن هستند.»

سیلیکون‌ولی از شهرهای مختلفی تشکیل شده و در هر شهر به قول غانم‌زاده غول‌هایی وجود دارند. در شهر سن‌خوزه معروف‌ترین شرکت «سیسکو» است. در سانتاکلارا که شهر کوچک‌تری است دفتر مرکزی «اینتل» واقع شده. در شهر خیلی کوچکی به نام کوپرتینو دفاتر مرکزی«اپل» و در ماونتن‌ویو دفاتر مرکزی «گوگل» و در منلوپارک فیسبوک واقع شده‌اند. در سن‌فرانسیسکو که تا چند سال پیش در محدوده سیلیکن ولی محاسبه نمی‌شد، دفاتر مرکزی«اوبر» و «اسلک» و بسیاری از استارت‌آپ‌هایی که در چند سال اخیر شروع به کار کرده‌اند، هستند.

در تمامی این شهرها، شرکت‌های مختلف پخش هستند و زندگی عادی در آنجا جریان دارد و غانم‌زاده این «راکد نبودن» را از ویژگی‌های مهم اکوسیستم می‌داند. او ادامه می‌دهد: «آنجا کشاورز، سوپرمارکت و فروشگاه لباس و نانوایی و تمام چیزهایی که نیاز روزمره انسان هستند، وجود دارد، در هیچ کدام از پارک‌های علم و فناوری ایران شما زندگی را نمی‌بینید. در پارک‌های ما حدود ساعت ۵ بعد از ظهر همه بیرون می‌آیند و پنج‌شنبه و جمعه تعطیل هستند. دقیقاً همین اکوسیستمی نگاه نکردن باعث شد که هیچ کدام از پارک‌های علم و فناوری ما موفق نباشند. پارک‌های علم وفناوری ۲۰ سال قدمت دارند ولی باید قبول کنیم که خروجی خوبی نداشته‌اند. چیزی که در کشورهای پیشرفته منسوخ شده بود را وارد ایران کرده و تازه آن را هم به بدترین شکل ممکن پیاده کردیم. داشتن مدیر اصلاً معنی ندارد. مگر سیلیکون‌ولی مدیر دارد؟ مگر در و نگهبان دارد؟ مگر کسی متولی آن است؟ یک جای کاملاً توزیع‌شده هست و هرکسی مشغول انجام کار خودش است.»

اصطلاحات سیلیکون‌ایکس در آمریکا رایج شده و مثلا به قسمتی در نیویورک «سیلیکن‌اَلی» می‌گویند. بخشی نزدیک لس آنجلس را «سیلیکن بیچ» نامیده‌اند. آستین را به خاطر تپه‌هایش «سیلیکن‌هیل» می‌گویند. در آمریکا بعد از سیلیکن ولی اکوسیستم‌های استارت‌آپی متعددی وجود دارد. در نیویورک، بوستون، لس‌آنجلس، آستین، سیاتل و بولدر اکوسیستم‌‌های استارت‌آپی خوبی وجود دارند. این شش شهر بعد از سیلیکون ولی از جمله اکوسیستم‌های قوی آمریکا محسوب می‌شوند.

به گفته غانم‌زاده تلاویو قوی‌ترین اکوسیستم خاورمیانه است و رتبه‌های بعدی دوبی و استانبول هستند. در اروپا لندن، برلین و اخیراً پاریس خوب کار می‌کنند و در شرق آسیا سنگاپور قوی است. او ادامه می‌دهد: «امروز دیگر کسی دنبال سیلیکون‌ولی درست کردن نیست. همه دنبال آن چیزی هستند که با آن مکان و با توجه به تمام شرایط آن اقلیم سازگار باشد. اکوسیستم استارت‌آپی بر اساس شهر است و نه کشور. هیچ وقت از لفظ اکوسیستم استارت‌آپی آمریکا استفاده نمی‌شود.»

اکوسیستم‌های استارتاپی در ایران
هر اکوسیستم استارت‌آپی عناصر مشخصی برای تشکیل شدن دارد. غانم‌زاده معتقد است که در مرکز این اکوسیستم کارآفرینان قرار دارند. از دیگر عناصر به دانشگاه‌هایی اشاره می‌کند که افراد توانمند بیرون بدهد و خروجی آنها به درد این صنعت بخورد. او می‌گوید: «استعداد‌هایی که دانشگاه بیرون می‌دهند دو نوع هستند. یکی کارآفرین‌ها و مهم‌تر از آن افرادی مانند مهندس‌ها و برنامه‌نویس‌ها که مشغول به کار برای این کارآفرینان هستند؛ در سیلیکون ولی دو دانشگاه «برکلی» و «استنفورد» که به آنها «قلب‌های تپنده سیلیکون ولی» می‌گویند به همراه چندین دانشگاه دیگر، وجود دارند. استنفورد از تریگرکننده‌های سیلیکون ولی بوده و نیروهای توانمند را مدام به بیرون از دانشگاه پمپاژ می‌کند. این دانشگاه را نمی‌توان با هیچ کدام از دانشگاه‌های ایران مقایسه کرد. اساتید این دانشگاه اگر وارد فضای کسب‌وکار بشوند به آنها امتیاز خاص داده می‌شود و این اساتید مدام در حال نوشتن مقاله نیستند! بخش زیادی از زمین‌های این دانشگاه به صورت استیجاری در اختیار شرکت‌های مدرن است. مثلاً HP که اولین شرکت سیلیکون‌ولی هم محسوب می‌شود و در سال ۱۹۳۹ راه‌اندازی شده، هنوز دفاتر مرکزی آن در زمین‌های دانشگاه استنفورد است؛ یا دفتر مرکزی «تسلا» در پالو آلتو در زمین‌های دانشگاه استنفورد است. بیشتر از ۱۰۰ درس در حوزه کارآفرینی در این دانشگاه وجود دارد. ارتباط تنگاتنگی با کسب‌وکارهای بیرون از دانشگاه دارد. این مقایسه اساساً اشتباه است.»
از دیگر شاکله‌های این اکوسیستم که به نظر غانم‌زاده ما در آن به شدت ضعیف هستیم می‌توان به زیرساخت‌های قانونی مناسب برای کارآفرینی اشاره کرد . او این‌طور بیان می‌کند: «قانون تجارت ما قدیمی و کهنه است، این قانون ابزارهای لازم برای کارآفرینی مدرن را ندارد. در بحث مالیات و بیمه مشکلات اساسی داریم. یکی از مشکلات دیگر ما در این حوزه بحث رگولاتوری است. اخیراً معاون بانک مرکزی به این فضا ورود مثبت کرده و امیدواریم که حرکت ما رو به جلو باشد و فضا شفاف‌تر باشد. از طرف دیگر در حوزه بورس مشکل اساسی داریم. شما می‌بینید تسلا ضررده است ولی وارد بورس می‌شود. اینجا کسی این را نمی‌تواند بپذیرد که آیا می‌شود یک شرکت ضررده وارد بورس شود؟ ربطی به استارت‌آپ و اکوسیستمش هم ندارد. کلاً برای کار آفرینی اینها مانع هستند. در المان‌های مختلف اکوسیستم ما ضعف اساسی وجود دارد. در دریا هم ماهی، جلبک، هشت‌پا و .. هستند. دقیقاً این واژه از اکوسیستم طبیعی گرفته شده. المان‌های مختلفی که برای تقویت یک اکوسیستم باید به تفکیک به هر کدام توجه کرد.»

غانم‌زاده با افسوس به رتبه ناامید کننده سه رقمی ایران در جدول Doing business اشاره می‌کند و با تکان دادن سر خود از ضعف در وجود سرمایه خطرپذیر صحبت می‌کند.

به نظر غانم‌زاده پارک‌های علم و فناوری هیچ کدام نتوانسته‌اند موفق باشند. به زعم او دلیل اینکه عملکرد همه آنها به شکست منجر شده این بوده که هیچ کدام اکوسیستمی نگاه نکردند. او می‌گوید: «شنیده بودند که سیلیکون ولی کنار دانشگاه استنفورد واقع شده که این تعبیر کاملا غلط است. استنفورد در مرکز مهم‌ترین شهر سیلیکون ولی قرار دارد و حتی می‌توان گفت که خود استنفورد، شروع‌کننده جریان سیلیکون ولی بوده است. به استثنای پارک علم وفناوری پردیس بیشتر پارک‌های ما کنار دانشگاه تاسیس شده‌اند. کنار دانشگاه قرار گرفتن تنها یکی از المان‌های اکوسیستم استارت‌آ‌پی هست. آنها فقط همین یک بعد را دیدند. چندسالی است که در پارک پردیس مرکز رشدی درست شده است و شرکت‌هایی مثل سرآوا در آنجا دفتر زد و برای استارت‌آپ‌های کوچکی که سرمایه‌گذاری کرده‌اند جایی درست کرده‌اند. اگر این‌ها آنجا فعالیت نکنند خواهید دید که هیچ استارت‌آپی به آنجا نمی‌رود. یکی از دلایل عدم استقبال استارت‌آپ‌ها از آنجا، بعد مسافت است. یکی دیگر این است که اکوسیستم نیست؛ یعنی جای مناسبی برای زندگی نیست. البته قصد دارند در غرب تهران یک مجموعه بزنندو استارت‌آپ‌ها را آنجا ببرند. برای استارت‌آپ نوپا پارک پردیس مزیت خاصی ندارد.»

گلگی غانم‌زاده از مسئولین این است که اکوسیستمی نگاه نمی‌کنند و بحث فرهنگ را نادیده گرفته‌اند. او ادامه می‌دهد: «در فرهنگ سرمایه‌گذاری جسورانه ما بسیار عقب هستیم. اصلاً قصد ندارم خودمان را با سیلیکون‌ولی مقایسه کنم. لندن را مثال می‌زنم که در ۶ ماه اول سال ۲۰۱۷ در این شهر ۱.۱ میلیارد پوند سرمایه‌گذاری جسورانه شده. این عدد چند ده برابر کل ۵ سال گذشته کشور ماست. در ۵ سال گذشته در ایران عدد سرمایه گذاری جسورانه چیزی حدود ۲۰۰ میلیارد تومان بوده است که به شدت ناچیز است. این عدد را حتی نمی‌توان با اکوسیستم‌های استارت‌آپی کشورهای منطقه مقایسه کرد چه برسد به لندن و پاریس و برلین و شهرهای آمریکا.»

غانم‌زاده تا چند سال پیش اکوسیستم استارت‌آپی‌مان را «جنین» می‌نامید. اکنون معتقد است که این اکوسیستم نوزاد شده و بالغ شدن این نوزاد سال‌ها طول می‌کشد. او عنوان می‌کند: «منظور از اکوسیستم جنینی این است که تمام المان‌های این اکوسیستم جنینی هستند. مشکل قوانین، ساده نبودن راه‌اندازی کسب‌وکار، خام بودن کارآفرینان، نبود تجربه در اکوسیستم، فقدان سرمایه‌گذاری جسورانه، به‌روز نبودن و نبود دانش به‌روز، کار عملی بلد نبودن خروجی‌دانشگاه‌ها و … المان‌هایی هستند که در حالت نوزادی هستند.»

دل غانم‌زاده از دولت به شدت پر است و با صدایی بلندتر از جملات قبلی می‌گوید: «مخالف ورود دولت در این فضا هستم. هربار دولت آمده سُرمه بکشد، کور کرده است. چون افرادی از دولت که وارد این فضا شده‌اند اطلاع و مطالعه و دانش عملی و تجربی در این زمینه ندارند. دولت اولین اقدامی که باید بکند این است که کارهای زیرساختی انجام دهد، فرآیند راه‌اندازی و اداره کسب‌وکار را تسهیل کند. در بسیاری از جاها می‌بینیم که نه تنها این کار را نمی‌کند بلکه خود دولت مانع هم هست. انتظار ما این است که اول موانع را از سر راه را بردارد. مثلاً مرکز توسعه تجارت الکترونیکی که به نظر می‌رسید وظیفه‌اش توسعه و تسهیل فضای کسب‌وکار است خودش یک سد بزرگ در برابر کارآفرینان محسوب می‌شود.»

غانم‌زاده تصریح می‌کند :«مثلاً استارت‌آپ ویکندها داشت به خوبی برگزار می‌شد و خیلی هم دیده نمی‌شد، دولت ورود کرد و به‌یکباره تعدا آنها بالا رفت و حباب درست شد، بعد به دلایلی دولت از این فضا خروج کرد و کلاً همه چیز به هم ریخت. ورودهای دولت مقطعی هست. به نظر خودشان کمک می‌کنند ولی عملاً مقطعی عمل می‌کنند و نتیجه مثبتی به بار نمی‌آورند.»

برای بالغ شدن یک اکوسیستم استارت‌آپی راه حل عجیب غریب و جامعی وجود ندارد. سیلیکون ولی ساخته شد، اینطور نبود که خودشان بگویند ما داریم سیلیکون ولی می‌سازیم. سخت کار کردند و زحمت کشیدند و برای بار اول یک روزنامه نگار از «سیلیکون‌ولی» اسم آورد (به این خاطر که بیشتر شرکت‌های نسل نخست سیلیکون‌ولی سخت‌افزاری بودند و برای ساخت تراشه با سیلیکون کار می‌کردند) و به‌مرور این نام جا افتاد.

به گفته غانم‌زاده از سیلیکون‌ولی که صرف‌نظر کنیم، برای توسعه یک اکوسیستم استارت‌آپ دو مدل وجود دارد:
«مدل اول این‌گونه است که چند چهره و یا استارت‌آپ به شدت مطرح در جایی شروع به کار کنند و در پی آنها عده‌ای در همان مکان متمرکز شوند؛ مثل ایالت واشنگتن که الان آمازون و مایکروسافت آنجا هستند و بعد از این دو غول، بسیاری از شرکت‌ها دفتری در ایالت واشنگتن تأسیس کردند؛ یا مثلاً در شهری مثل بولدر در ایالت کولورادو چند چهره تاثیرگذار به آنجا رفتند و با خردمندی عده بسیاری را به آنجا کشاندند. نتیجه این شد که این شهر ۱۰۰ هزار نفری الان جزو بالاترین چگالی‌های استارت‌آپ دنیا محسوب می‌شود.»

مدل دومی که غانم‌زاده راجع‌به آن صحبت می‌کند نیازمند ورود دولت است و او خیلی به این قضیه خوش‌بین نیست: «در مدل دوم دولت ورود می‌کند ولی با خرد و منطق! چرا می‌گویم اینجا مطمئن نیستم دولت ورود حساب شده‌ای بکند!؟ چون هیچ وقت ندیدم که دولت در این فضا خردمندانه ورود بکند. مثلاً در سنگاپور دولت خوب ورود کرده و کار درست انجام داده. دولت سنگاپور پول هم جای درست تزریق کرده. دولت ما می‌گوید به شما پول می‌دهیم ولی چیزی که در عمل پیش می‌آید این است که رانت درست می‌شود و این باعث عدم رقابت می‌شود. این رانت باعث می‌شود که یکی زیادی بزرگ شود و بقیه هرکاری کنند به آن نمی‌رسند.»

او در مورد تزریق صحیح پول می‌گوید: «اینکه می‌گویند انسان باید از دشمنش یاد بگیرد واقعا درست است. در مورد تلاویو دولت ورود کرد و ۱۰۰ میلیون دلار تزریق کرد و این ۱۰۰ میلیون دلار میلیاردها دلار برگرداند. دولت آنها درست تزریق کرد. ولی در ایران چنین چیزی تا به حال پیش نیامده است. مثلاً پول‌هایی که دست صندوق نوآوری و شکوفایی است، قسمت کوچکی از آن را وام می‌دهد و بقیه پول آن در بانک است و سودش را می‌گیرد؛ یعنی جایی که درست شده تا نوآوری و شکوفایی را پرورش دهد سرمایه‌اش در بانک است و از سود پولش استفاده می‌کند .نهادهای دیگر هم هستند که حساب شده کار نمی‌کنند و از مشاوره افراد مناسبی بهره نمی‌برند.»

استارت‌آپ‌ها در ایران
به گفته غانم‌زاده در ایران سه دسته استارت‌آپ وجود دارد: «دسته سنتی و بزرگ که مشهورترین‌هایشان همگی کلون یک استارت‌آپ بزرگ در سیلیکون‌ولی هستند(البته به‌جز آمازون و مایکروسافت که دفتر مرکزی آن‌ها در سیلیکون‌ولی نیست ولی دفاتر زیادی در آنجا دارند)؛ مثل دیجی‌کالا، تپسی و اسنپ و آپارات که به‌ترتیب کلون‌های آمازون، اوبر و یوتیوب هستند. اگر اقتصاد ایران باز بود و رقبای خارجی در این بازار حضور داشتند به احتمال زیاد اینها وجود نداشتند. ولی به صورت کلی به نظر من باز بودن اقتصاد به نفع همه ما است و اگر استارت‌آپ‌های بزرگ اجازه ورود به ایران را داشتند به سمت بهتری می‌رفتیم. البته بازار باز دوطرفه منظور من است؛ که هم آنها بتوانند بیایند و هم استارت‌آپ‌های ما بتوانند به خارج از کشور بروند.»
او ادامه ‌می‌‌دهد: «دسته دوم و سوم دسته کوچک‌تری هستند ولی تعداد آنها بسیار زیاد است. بازار هدف دسته دوم ایران است و تازه شروع به کار کرده‌اند و یا لزوماً ایده‌های آنها کپی نیست و یا اینکه بعداً فهمیدند مشابه ایده آنها وجود دارد که در هر دو صورت قصدشان کپی کردن نبوده.»

اولین چیزی که یک استارت‌آپ برای تجارت جهانی نیاز دارد یک حساب برای تراکنش‌هاست که در ایران داشتن چنین چیزی امکان‌پذیر نیست. بعضی از سرویس‌های بین‌المللی لحظه‌ای که می‌فهمند شما در ایران هستید با شما قطع همکاری می‌کنند. دسته سوم تعدادشان کم است و آنها از روز اول دنبال یک بازار جهانی هستند. غانم‌زاده راجع‌ به دسته سوم می‌گوید: «اینها ۱ تا ۲ درصد از استارت‌آپ‌های ما را تشکیل می‌دهند. البته که ما خیلی کشور اینترنشنالی نیستیم و نمی‌توانیم بیزنس بکنیم. این دسته آینده دار هستند ولی اقلیت کوچکی را در ایران تشکیل می‌دهند. یکی از فاکتورهایی که باعث شد اکوسیستم استارت‌آپی استانبول در ترکیه رشد کند این بود که آنها در جلوی خودشان چنین مانعی نمی‌دیدند.»

پدیده‌ای به نام امید
با تمام ناراحتی‌ها و گلگی‌هایش از فضای نه‌چندان موفق استارت‌آپی ایران او اضافه می‌کند: «واقعیت این است که آدم‌هایی که در استارت‌آپ ایران کار می‌کنند آدم‌های امیدواری هستند. اگر امید نداشتیم جمع می‌کردیم و می‌رفتیم سراغ کارهای دیگر. این بیزنس، کسب‌وکار امید است. الان سرعت پیشرفت اکوسیستم استارتاپی ایران کند شده؛ ولی من امیدوارم که قفل این حوزه باز بشود. به شدت این حوزه نیاز به ورود سرمایه دارد. می‌توان ادعا کرد یکی از مهم‌ترین مسائل و مشکلات ما «نبود سرمایه داخلی و خارجی کافی» در این فضا است. شما می‌آیید و استارتاپ می‌زنید و اگر از ۱۰ درصدی باشید که استارت‌آپ خوبی زده‌اید، با نبود سرمایه کافی و یا رفتار بد سرمایه‌گذار مواجه و آهسته آهسته مأیوس می‌شوید. اگر فکر جدی برای این اکوسیستم نشود، این حوزه به صورت جدی دچار بحران خواهد شد.»

متن زیر مصاحبه‌ی من با ماهنامه عصر تراکنش است. که به صورت آنلاین از نشانی زیر در دسترس است:
https://way2pay.ir/88192

مجموعه اسلایدهای من در اسلایدشیر

در  ۸ سال گذشته تلاش کرده‌ام تا بخشی از اسلایدهای سمینارهایم را در اسلایدشیر بگذارم؛ که بیشترش قابل دانلود هم هست.

تعداد این اسلایدها امروز به ۳۹ عدد رسیدند، و تاکنون بیش از ۲۵۰ هزار بازدید داشته‌اند، پیشنهاد می‌کنم من را در اسلایدشیر دنبال کنید:
https://www.slideshare.net/Ghanemzadeh

کل اسلایدها را اینجا می‌توانید ببینید:
https://www.slideshare.net/Ghanemzadeh/presentations

تاثیر ادغام زورق در علی بابا روی فضای سرمایه‌گذاری جسورانه‌ی ایران چیست؟

سرمایه‌گذاران جسور پول‌های خودشان و دیگران را روی استارتاپ‌ها سرمایه‌گذاری می‌کنند به امید بازگشت‌های چندین برابری؛ بازگشت‌ها معمولا در هنگام خروج (Exit) رخ می‌دهند.
دو تا از رایج‌ترین روش‌های خروج، ادغام و تملک (M&A) و وارد بورس شدن (IPO) هستند.
به واسطه‌ی بالغ نبودن بودن اکوسیستم استارتاپی ایران، یکی از دغدغه‌های اصلی کسانی که تاکنون می‌خواستند وارد فضای سرمایه‌گذاری جسورانه‌ شوند، نبود مصداق و سناریوهای روشن برای خروج بوده است.
خوشبختانه ادغام زورق در علی‌بابا، برای تمام کسانی که می‌خواهند وارد این حوزه شوند یک مصداق واقعی خوب از خروج می‌سازد.
چندی پیش هم شاهد ادغام پارس‌آنلاین در های‌وب بودیم که گرچه استارتاپ محسوب نمی‌شوند ولی این ادغام نوید دهنده‌ی آینده‌ای روشن‌تر برای سرمایه‌گذاران است.
پیش‌بینی خود من این است که در سال آینده (۹۷) و سال‌های پس از آن شاهد ادغام‌های بیشتری خواهیم بود.
همچنین پیش‌بینی می‌کنم که از سال ۹۸ فرآیند ورود استارپ‌های موفق به بورس (IPO) شکلی پیوسته و دائمی پیدا کند و بتوانیم از آن پس، سالی دست‌کم یک تا دو IPO داشته باشیم.
این خروج‌های می‌تواند دو تاثیر مثبت روی فضای سرمایه‌گذرای روی استارتاپ‌ها بگذارد:
۱- سرمایه‌گذاران فعلی جسارت بیشتری برای سرمایه‌گذاری پیدا می‌کنند.
۲- کسانی که پول صندوق‌های سرمایه‌گذاری جسورانه را تامین می‌کنند (LPها)، بیشتر از گذشته علاقه‌مند به این کار می‌شوند که در میان‌مدت باعث بیشتر شدن تعداد صندوق‌ها و بزرگ‌تر شدن آن‌ها می‌شود.
پ.ن: امیدوارم سهامداران کارآفرین زورق، بخشی از پولی که از این ادغام عایدشان می‌شود، را روی استارتاپ‌های جوان‌تر سرمایه‌گذاری کنند. کاری که در همه‌ی دنیا بسیار متداول است. (البته اگر پول عایدشان شود و در ازای آن سهام علی‌بابا را نگرفته باشند.)

کمبود سرمایه در مراحل بالاتر، ویژگی اکوسیستم‌های نابالغ

چند روز پیش مصاحبه‌ی یکی از VC های معروف سیلیکون ولی را می‌خواندم، به نکته‌ی جالبی اشاره کرده بود:
او در پاسخ اینکه چرا سرمایه‌گذاران جسور سیلیکون ولی تمایل چندانی به سرمایه‌گذاری در اکوسیستم‌های دیگر به ویژه اکوسیستم‌های نابالغ ندارند.
به این نکته اشاره کرد که در اکوسیستم‌های نابالغ سرمایه‌ی مراحل بالاتر (مثل Series B, C, D,…) نیست یا خیلی کم است و و به همین خاطر استارتاپ‌ها اصطلاحا یتیم می‌شوند و این وسط بی‌سرمایه تلف می‌شوند یا حداقل دوران خیلی سختی را طی می‌کنند.
همین مساله گریبانگیر اکوسیستم استارتاپی ایران است؛  گرچه ما هنوز در مراحل پایین‌تر (همچون Seed) هم مساله داریم. در مراحل کمی بالاتر مثل Series A و بالاتر مساله جدی‌تر است و سرمایه‌گذار جدی نداریم.

در حوزه فین‌تک،خط کشی‌ها مشخص نشده است

هفته‌ی گذشته «ششمین همایش سالانه بانکداری الکترونیک و نظام های پرداخت» برگزار شد، ما هم در نمایشگاه آن غرفه داشتیم. دوستان «پرداخت برتر» لطف داشتند و با من مصاحبه‌ای داشتند که متن آن زیر می‌آید. اصل نوشته را اینجا بخوانید.

img_2017-01-08-193346

حدود دوسال از آغاز به کار مراکز شتابدهی کسب و کارهای مبتنی بر فناوری اطلاعات می‌گذرد. شتاب‌دهنده‌ها مراکزی هستند که به کارآفرینان و کسب و کارهای نوپای فناوری کمک می‌کنند تا آنها ایده‌هایشان را تجاری‌سازی کنند. شتاب دهنده فینوا با تمرکز در سه حوزه فضای کار اشتراکی، شتاب‌دهی و سرمایه‌گذاری خطرپذیر فعالیت خود را آغاز کرده است. فینوا با حمایت شرکت تجارت الکترونیک ارتباط فردا که بانک آینده سهامدار اصلی آن محسوب می‌شود، فعالیت خود را در دانشگاه امیرکبیر آغاز کرده و در حال حاضر با مدیریت ناصر غانم زاده فعالیت می‌کند. در حاشیه برگزاری ششمین همایش بانکداری الکترونیک و نظام‌های پرداخت با مدیر فینوا گفتگویی داشتیم و از او در مورد فینوا و فضای این روزهای فین تک سؤالاتی پرسیدیم که در ادامه می‌خوانید.

مرکز شتابدهی فینوا را معرفی کنید و توضیحات مختصری درباره نوع و نحوه فعالیت این مرکز بدهید.

غانم زاده: در یک جمله فینوا محیطی برای توانمندسازی استارتاپ ها است. این کار به طرق مختلفی صورت می‌گیرد. در فینوا دو بخش وجود دارد، بخشی به اسم فضای کاری مشترک که مختص استارتاپ هایی است که به پختگی لازم رسیده‌اند و محصول آن‌ها تقریباً آماده است و با مفاهیم اولیه راه‌اندازی استارتاپ و طراحی محصول آشنا هستند که این فضا به آنها کمک می‌کند تا فعالیت خود را ادامه دهند. بخش دوم مرکز فینوا، مرکز شتابدهی است که در این بخش عمده تمرکز ما بر روی شتابدهی فین‌تک‌ها است. استارتاپ هایی را که در حوزه مالی، بیمه، بورس، پرداخت و بانکی فعالیت می‌کنند را می‌پذیریم و سرمایه‌گذاری اولیه‌ای بر روی آن‌ها انجام می‌دهیم و راهنمایی و آموزش‌های لازم را به آنها ارائه می‌دهیم. همچنین به دلیل پیوند نزدیک فین تک با شبکه بانکی و پرداخت موظف هستیم زیرساخت‌های لازم و همچنین مشاوره‌های لازم را برای تیم‌ها فراهم کنیم.

فین تک‌ها و استارتاپ ها از چه طریق می‌توانند از خدمات مرکز فینوا استفاده نمایند؟

غانم زاده: برای استفاده از فضای کاری مشترک تیم‌ها و استارتاپ ها بعد از ورود به وب‌سایت اینترنتی ما به آدرس www.finnova.ir و انتخاب محیط کارگروهی و پر کردن فرم می‌توانند از این فضا استفاده کنند. ما در فضای کار گروهی با شعار بهبود کار تیمی، محیط کاری را به وجود آوردیم تا تیم‌ها در کنار هم بتوانند بر روی ایده خود تمرکز داشته باشند. اما در خصوص پیوستن به شتاب‌دهنده فین تک، ما دو بار در سال فراخوان می‌زنیم و از تیم‌ها ثبت‌نام می‌کنیم و پس از ارائه طرح و مصاحبه و گذشتن از فیلترهای مورد نظر از بین آن‌ها گزینش می‌کنیم.

در مرکز فینوا شما نظارتی هم بر روی کار تیم‌ها دارید البته منظورم نظارت مستقیم است؟

غانم زاده: ما در فینوا بر روی کار تیم‌ها نظارت و دخالتی نداریم. در بخش شتابدهی فقط سرمایه‌گذاری، راهنمایی، آموزش، شبکه‌سازی و برقراری ارتباط بین فین تک‌ها با شبکه‌ها و زیرساخت‌های مورد نیاز را انجام می‌دهیم. فضای کار فین تک به نحوی است که شما باید از یک سری شبکه‌ها و زیرساخت‌های شبکه پرداخت استفاده کنید و علاوه بر شبکه پرداخت فین تک‌ها به API بانکی هم نیازمند هستند که ما این API ها را تحت عنوان فینوتک، که Open API هم هست، فراهم کردیم تا فین تک‌ها بتوانند از این امکانات استفاده کنند و در حال حاضر ۱۲ سرویس را ارائه می‌دهیم. در کل ما سعی می‌کنیم در امور داخلی استارتاپ ها دخالت نکنیم و فقط راه را به آنها نشان دهیم و گاهی اوقات هم شرکت ارتباط فردا بر روی استارتاپ ها سرمایه‌گذاری می‌کند.

چند استارتاپ فین تکی در حال حاضر در فینوا مشغول به کار هستند؟

غانم زاده: در حال حاضر پی پینگ، دراپز، سیمین پی از معروف‌ترین فین تک‌های فعال در فینوا هستند، قبلا هم میزبان شرکت‌هایی همچون باهمتا بوده‌ایم.

آیا هزینه‌ای هم بابت فضای کار مشترک از استارتاپ ها دریافت می‌کنید؟

غانم زاده: در بخش فضای کار مشترک ما هزینه بسیار کمی از استارتاپ ها دریافت می‌کنیم که بابت فضایی است که در اختیار آن‌ها می‌گذاریم ولی سوبسید بالایی بابت تیم‌ها پرداخت می‌کنیم که هزینه پرداخت شده توسط آن‌ها فقط هزینه اینترنت را پوشش می‌دهد و سایر هزینه‌ها به عهده فینوا است که این کار فقط در راستای حمایت از استارتاپ هاست.

مقداری هم در رابطه با اکوسیستم استارتاپی ایران و فضای کار فین تک در ایران بگویید. به نظر شما تفاوت اکوسیستم استارتاپی در ایران با سایر کشورها در چیست؟

غانم زاده: شاید مقایسه کردن اکوسیستم داخل کشور با سایر کشورها کار درستی نباشد زیرا فضای استارتاپی در ایران بسیار جوان است و شما نمی‌توانید این اکوسیستم را با یک فضای بسیار بالغی مثل سیلیکون‌ولی که چیزی حدود ۶۰ سال قدمت دارد مقایسه کنید. موج جدید اکوسیستم در ایران تقریباً ۴ یا ۵ سال قدمت دارد ولی همانطور که می‌دانید این فضای جوان نیز با سرعت زیادی در حال رشد است.

چندی پیش مفهومی به عنوان سند باکس از سوی یکی از نهادهای حاکمیتی مطرح شد، به نظر شما از این طریق می‌توان بر روی کار فین تکی‌ها نظارت کرد و اصلاً آیا نظارت صحیح است؟

غانم زاده:سند باکس درواقع فضایی است که قبل از اینکه افراد وارد فضای واقعی نرم‌افزارها و اپلیکیشن ها شوند در آن فضا قرار می‌گیرند تا ایرادها و مشکلات را تشخیص دهند و بعد از آن وارد محیط واقعی شوند. بنده خیلی این فضا رو نمی‌پسندم و بهتر است که یک سری قانون‌گذاری درست شکل بگیرد چون در حال حاضر فضا و چارچوب قانونی شکل نگرفته و فضا مشخص نیست. من همیشه مثال اتوبان را می‌زنم؛ شما وقتی در اتوبان حرکت می‌کنید تابلوهای راهنمایی وجود دارند که به شما هشدار می‌دهند، مثلاً تابلو حداکثر سرعت مجاز وجود دارد و شما می‌دانید که اگر از آن سرعت بیشتر بروید باید جریمه بپردازید یا اگر انحراف به چپ داشته باشد باید جریمه شوید. در حوزه فین تک این خط‌کشی‌ها، این سرعت غیرمجاز و کلاً علائم و هشدار مشخص نیست. نظر من این است که باید نهادهای نظارتی و حاکمیتی این چارچوب‌ها را مشخص کنند تا بچه‌ها بدانند کجا بروند و کجا نروند. کسانی هم که مرتکب خطا بشوند طبیعتا باید جریمه متناسب را بپردازند و نهاد قانون‌گذار و ناظر باید بعد از وقوع تخلف وارد شود نه قبل از آن.

با توجه به پیوندی که بین فعالیت فین تک‌ها با شبکه بانکی است رویکرد بانک‌ها چگونه است؟

غانم زاده: در حال حاضر رویکرد بانک‌ها در کشور یک رویکرد بسته است و همه چیز را محدود کرده‌ایم و یک دیوار بلند جلوی آن کشیدیم. این رویکرد ممکن است در کوتاه مدت امن و بی دردسر باشد ولی در بلندمدت هم برای استارتاپ های فین تک و هم برای مردم به عنوان کاربران سیستم بانکی و هم برای خود شبکه بانکی خوب نیست و باعث کشتن نوآوری می‌شود، همانطور که می‌دانید قسمت اعظم نوآوری‌ها از بیرون سیستم بانکی وارد می‌شوند خصوصاً نوآوری‌های disruptive یا «برهم زننده» که از بیرون به داخل شبکه وارد می‌شود. وقتی استارتاپ یا فین تکی در این حوزه اجازه فعالیت ندارد طبیعتاً نوآوری هم شکل نمی‌گیرد به بیان دیگر باید فضای کار باز شود.

فین تک‌ها با توجه به ماهیتشان اعتقاد دارند که باید مستقل باشند و قانون‌گذار هم می‌گوید آن‌ها زیر چتر حمایت بانک یا شرکت پرداخت الکترونیک قرار بگیرند؛ اگر این اتفاق بیفتید آیا استقلال و چابکی آن ها از بین نمی‌رود؟

غانم زاده:به اعتقاد من استقلال آن‌ها از بین خواهد رفت؛ اجازه بدهید من واقعیت را بگویم فین تک‌ها به خاطر اینکه در یک نقطه امن قرار بگیرند با بانک‌ها و شرکت‌های پرداخت همکاری می‌کنند. البته فین تک‌ها باید با بانک‌ها و شرکت‌های پرداخت همکاری کنند چون زیرساخت پرداخت و شبکه بانکی در اختیار آن‌ها است ولی در حال حاضر نوع این همکاری به دلیل بسته بودن فضا مناسب نیست؛ یعنی همین فیلتر کردن فین تک‌ها باعث می‌شود نتوانیم فناوری‌های مالی نوآورانه داشته باشیم و تعداد آن‌ها محدود خواهد شد زیرا با این رویکرد خیلی از فین تک‌ها کار نخواهند کرد چون می‌ترسند استثمار شوند.

به نظر شما نحوه همکاری فین تک‌ها با بانک‌ها و شرکت‌های پرداخت باید چگونه باشد؟

غانم زاده: من معتقدم باید شراکت تجاری سالم بین فین تک‌ها با شرکت‌های پرداخت و بانک‌ صورت بگیرد.

و حرف آخر ناصر غانم زاده …

در حوزه فعالیت فین تک‌ها ما احتیاج به یک ذهن باز داریم و اگر این ذهن باز وجود نداشته باشد اعتقادی هم به فناوری‌های مالی وجود نخواهد داشت. بانکداری باز دیگر یک مد نیست بلکه دارد به الزام تبدیل می‌شود. امیدوارم ما هم با راه‌اندازی نهاد و پلتفرم بازی همچون FinnoTech به این، کمکی هرچند اندک بکنیم.

منبع: پرداخت برتر

پادکست مسیر: قسمت هشتم

قسمت هشتم پادکست مسیر منتشر شد.

در این قسمت پس از مرور چند خبر با ارسلان یارویسی هم بنیانگذار استارتاپ دراپز گفتگو می‌کنیم؛ این استارتاپ به تازگی سرمایه‌ی Seed خود را جذب کرده است.

سپس به سریال مورد علاقه‌مان وست ورلد می‌پردازیم (فصل نخست آن این هفته پایان یافت) و پس از آن درباره‌ی «هوش مصنوعی» یکی از رو به رشد ترین روندهای استارتاپی صحبت می‌کنیم.

پادکست مسیر: قسمت هفتم

قسمت هفتم پادکست مسیر منتشر شد.

این هفته به تلگراف، سرویس بلاگینگ تلگرام، و فیلترینگ آن می‌پردازیم. سپس دوباره سراق سوق و خرید همه‌ی سهام آن توسط آمازون و تاثیر آن بر ایران می‌پردازیم و همچنین تجربه‌ی علی تهرانی عزیز از سفرش به چین را می‌شنویم. البته همچون همیشه چند خبر را هم خواهیم گفت.