چند پند کوتاه از یک کارآفرین دلخسته، برای آنان که واقعا میخواهند کارآفرینانی موفق شوند:
یک، سعی نکنید «کارآفرین» باشید، یک کسبوکار سود ده خوب بسازید، همین.
دو، واژه «کارآفرینی» بزرگترین دشمن کارآفرینان است.
سه، از کسانی که درباره «کارآفرینی» صحبت میکنند دوری کنید.
چهار، کتابهایی که در نام خود «کارآفرینی» دارند را نخوانید.
پنج، طرح کسبوکار (Business Plan) دامی مهلک برای کسبوکارهای نوپا است، نخست بهدنبال دست یافتن به یک مدل کسبوکار خوب باشید.
شش، تا آنجا که میتوانید از مراکز رشد ( و پارکهای فناوری) دوری کنید، دغدغه واقعی آنها چیزی جز کارآفرینی است و بیشتر کسانی که آنجا هستند درک درستی از ماهیت کارآفرینی و شرکت نوپا ندارند (البته بر خلاف سخنان و ادعایشان).
هفت، گرچه ممکن است ارتباطاتشان برای کسبوکارتان مفید به نظر برسد ولی از استادان دانشگاه پرهیز کنید، آنها کسبوکارتان را نابود خواهند کرد؛ چرا که هیچ انگیزهای ندارند. گرچه متاسفانه به اسم، ارتباط صنعت و دانشگاه، دارند پروژههایی را که حقشان نیست میگیرند.
پینوشت: در پست بعدی (اینجا) درباره تعریفهای نو مفاهیم اساسی کارآفرینی نوشتهام.
می خواهید بار دیگر که مطلبی نوشته شد، آگاه گردید؟ عضو خوراک (feed) این بلاگ شوید.